موالات و مفتح « 1 » ابواب مصافات است « 2 » بر زبان ايشان پيغامها داده آمد « 3 » ، منتظر و متوقع است كه اين معانى را « 4 » بسمع اعتماد و خلوص اعتقاد « 5 » اصغا و ارعا « 6 » واجب دارد ، و آنچه قضيت صفاء طويت « 7 » باشد تقديم فرمايد .
احوال و اخبار « 8 » اين طرف و كيفيت عزيمت « 9 » و انديشهء اين دوست - اگرچه صلاح الدين كه به حكم تمازج جانبين از خواص اين دوست « 10 » و بطانهء اين خانه شده است معاينه ديده است و مشافهه شنيده - شمهء در قلم آورده مىشود « 11 » .
البقرا اوزان رزقه الله عز الأسلام و نجح المرام با جملگى سپاه قفچاق كه علم هيچ محصى « 12 » بكثرت آن محيط نشود و انديشهء هيچ مستقصى حدود آن را شامل نگردد بحدود خطهء جند « 13 » حرسها الله آمده بود ، و براى تجديد عهد نيكو « 14 » خدمتى ( فيران را كه بر اقران در شهامت متفق است « 15 » ) و بوسيلت قرابت به اين « 16 » دوست متعلق و پسر بزرگتر « 17 » البقرا اوزان « 18 » كه ركن اوثق حشم ففچاق باشد به خدمت اين جناب « 19 » فرستاده ، و خويشتن در مقام انتظار اوامر و نواهى عرضه داشته ، و گفته كه اگر مصلحت نمايد و فرمان باشد « 20 » چنان كه پارسال بر سمت ولاياتى - كه سمت تصرف ملاعين ؟ ؟ ؟ ا « 21 » حفت بالبوار بقاياهم و خصت بالفرار سراياهم داشت - توجه افتاد و آن ممالك طويل و عريض مضبوط و مسلم گشت و تا در طراز بطراز استخلاص معلم شد امسال نيز بدان خدمت قيام نموده آيد . و آن مهمات كه بكفايت « 22 » آن از واجبات است تمام كرده شود ، و در امضأ اين « 23 » عزيمت التماس مددى ساخته « 24 » و مقدمى مطاع « 25 » رابط
هامش
( 1 ) و مفتتح .
( 2 ) مصافات .
( 3 ) شد .
( 4 ) معانى .
( 5 ) سا .
( 6 ) و ازغا .
( 7 ) و طويت وفاء .
( 8 ) اين اخبار .
( 9 ) و عزيمت .
( 10 ) دولت .
( 11 ) مىآيد .
( 12 ) شخصى .
( 13 ) چند .
( 14 ) سا .
( 15 ) ويران را كه در شهامت بر اقران متفرق است ( ظ ، متفوق است ) .
( 16 ) با اين .
( 17 ) بزرك .
( 18 ) سا .
( 19 ) جانب .
( 20 ) ضا ، كه .
( 21 ) خطا .
( 22 ) كفايت .
( 23 ) آن .
( 24 ) ضا ، و عدد و عدد پرداخته .
( 25 ) مطاوع .