عرضه داشته مىشود ، و از حضرت ربّانى مزيد آن دولت كه موجب استظهار دوستان باشد « 1 » باتفاق سعادت ملاقاتى « 2 » كه آرزوى ديرينه و مطلوب قديم است استدعا مىافتد ، و چشم انتظار بر راه كرامت اجابت است ، ميسر باد .
اين تحيت اول شهر ربيع الأخر « 3 » تحرير مىافتد ، و به حمد الله تعالى جريان مصالح اين جانب بر منهج مرام است و ورود وفود فضل ربّانى درين حضرت بر دوام ، و از اقاصى و اطراف ممالك « 4 » اخبار سكون و استنامت « 5 » متواصل و احوال دولت را اطراد و استقامت شامل ، و آثار نجاح بر چهرهء اغراض ظاهر و مستبين فلله الحمد رب السموات و رب الأرض و رب « 6 » العالمين ، و بعد فضل الله ابن حسن اتفاق از « 7 » نتيجهء يمن وفاق آن مجلس شناخته مىآيد ، و اين مواهب جسيم ثمرهء موالات آن جناب « 8 » كريم دانسته مىشود ، در زيادت باد .
مدّتى است تا امير اخص رشيد الدين - كه بزينت ذكاء « 9 » طينت و نقاء « 10 » سيرت متجلى « 11 » است و در معرفت دقايق خدمت ملوك و شرايط اداء رسالت بغايت مهتدى « 12 » - بدين جانب رسيده است ، و خطاب گرامى - كه معانى نفيس آن انيس دل گردد و روحرا « 13 » ارتياح و سينه را انشراح افزايد - رسانيده ، و رسالات « 14 » و مهمات كه متحمل و متكفل آن بود بعبارتى هرچه رايقتر و طريقى هركدام لايقتر گزارده ، و حسن اطلاع مستودعات مطاوى و مستبدعات فحاوى آن را حاوى گشته ، يك چندى از لطف محاورت او - بنشر « 15 » مكارم اخلاق آن مجلس مشحون بود و بذكر آثار مآثر آن برادر مقرون - حظ استرواح « 16 » و استيناس استيفا كرده آمد ، و از آن صدق لهجت بهجت تمام حاصل شد .
درين وقت چون رايد هواى آن حضرت بر صحن سينهء او اجتياز « 17 » كرد
هامش
( 1 ) است .
( 2 ) ملاقات .
( 3 ) الأول .
( 4 ) مملكت .
( 5 ) و استقامت .
( 6 ) رب .
( 7 ) سا .
( 8 ) جانب .
( 9 ) زكاء ( بفتح اول بمعنى پاكيزگى ) .
( 10 ) و بقاء .
( 11 ) متحلى .
( 12 ) متمدى ( ظ ، متملى - بمعنى بهرهمند ) .
( 13 ) روح را .
( 14 ) و رسالت .
( 15 ) كه بنشر .
( 16 ) ش ، خوشى .
( 17 ) اختيار ( ش ، اجتياز بمعنى گذشتن و عبور كردن است ) .