مشتمل - اجازت انصراف داده آمد ، و در موافقت و مرافقت او ( فلان را - كه « 1 » ) در شهامت و كفايت بر اكفاء متفق است « 2 » و در غوامض آداب و اسرار هنر متفن « 3 » و محقق و بازين همه بسوابق مرضى و حقوق مرعى در خدمت ملوك ماضى انار الله براهينهم استظهار دارد - فرستاده آمد ، و لايق مصادقت و موالات و موافقت « 4 » و مصافات پيغامها داده شد .
توقع بخلوص اعتقاد و كمال اتحاد مجلس سامى زيد سموا « 5 » چنانست كه بر عادت قديم رياض مودّت را « 6 » بعهاد نيكوعهدى معهود و مرسوش « 7 » دارد و صحايف محبت را بصور اخلاص مألوف و منقوش ، و مكاتبات سارّ و مخاطبات بزرگوار كه نهال دوستى بدان موشح « 8 » شود و كمال اتحاد بدان مشرّح گردد متواتر ( گردانند ، و از « 9 » ) ظهور تباشير دولت و وفور « 10 » امداد حشمت بهر وقت بشارت فرستند « 11 » ، و بمهمات و مرادات مباسطت فرمايد ، تا با تقلد « 12 » منت تمام در اتمام آن سعى نجيح تقديم افتد ، ان شاء الله ( وحده العزيز « 13 » ) .
هم سوى « 14 » اعظم اتابك اتفاق مىافتد و بازخواست نافرستادن مخاطبات مىرود « 15 »
زندگانى مجلس سامى در دولتى كه دست زوال بدامن جلال آن نتواند رسيد و وهم دور بين تك « 16 » پيرامن كمال آن نتواند گشت بسيار سال باد ، مصالح دولت مضبوط و احوال مملكت مغبوط و ايزد تعالى مجدّد كسوت اقبال و مؤيّد در كل احوال .
سلام و تحيت فراوان فرستاده مىآيد ، آرزومندى « 17 » و نيازمندى بىنهايت
هامش
( 1 ) كه فلان را .
( 2 ) متوفق است ( ظ ، متفوق است ) .
( 3 ) ظ ، متفنن .
( 4 ) و موافق موافقت .
( 5 ) سموه .
( 6 ) مودت .
( 7 ) و مرشوش .
( 8 ) مرشح .
( 9 ) گرداند ، و از همه .
( 10 ) و وفود .
( 11 ) فرستد .
( 12 ) بتقلد .
( 13 ) سا .
( 14 ) بسوى .
( 15 ) مىكند .
( 16 ) سا ( ظ ، تيزتك ) .
( 17 ) و آرزومندى .