كلماتى است كه از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مشهور است كه « ظهرت الموجودات عن باء بسم اللّه و انا النقطة التى تحت الباء » « 1 » ؛ يعنى ظاهر شدند تمام موجودات از باى بسم اللّه و من نقطهء زير بايم ؛ چونكه باى بسم اللّه در عالم حروف ناسوتى ، اول كلام خداوند است ؛ و موجودات حروفيه و كلاميه بعد از آن ظاهر شدند و به منزلهء مقام حضرت پيغمبر است در عالم روح جبروتى كه اول صادر و اول كلمهء خداوند است و موجودات ديگر از آن ، بعد از آن به ظهور آمدند و موجود شدند . و نقطهء باء موجب تميّز و تعيّن و ظهور باء است و به منزلهء مقام حضرت امير عليه السّلام است در عالم جبروتى كه موجب تميز و تعيّن و ظهور و قواميّت روح نبوت و جناب پيغمبر است . چونكه روح و باطن آن روح است و ايضا نقطهء مركز موجودات و قطب دايرهء حروفيه است .
و جناب امير عليه السّلام چونكه روح نبوّتند مركز قطب و موجودات كونيهاند .
با ادب باش كه هركس نتواند گفتن * معنى گفته آن پير مگر ترسايى
و موافق و مؤيد اين معنى مضمون حديثى است كه روايت نموده است آن را عمار ياسر از آن جناب ، در كتاب واحده ، كه فرمودند :
يا عمّار ! به اسمى تكوّنت الأشياء و بىدعائم ساير الاشياء و انا اللّوح و انا القلم و انا العرش و انا الكرسىّ و انا السّموات السّبع و الاسمآء الحسنى و الكلمات العليا و انا عبد اللّه و اخو رسول اللّه فاين كان اسم علىّ كان اسم محمّد و اين كان النّبىّ كان الولىّ و اين كان الولاية كان سرّ النّبوّة لانّه اين كانت الشّمس كان البدر لانّ نوره من نورها « 2 » ؛
يعنى اى عمار ! به اسم من موجود شده است همهء چيزها ، و منم ستون همهچيز و منم لوح و منم قلم و منم عرش و منم كرسى و منم هفت آسمان و اسماى حسنى و كلمات عليا و منم بندهء خدا و برادر رسول خدا ، پس هرجا كه اسم على بوده است ، بوده است اسم محمد و هرجا كه بوده است نبى ، بوده است ولىّ ، و هر جا كه بوده است ولايت ، بوده است سرّ نبوت ؛ به جهت آنكه هرجا كه شمس بوده است ، بوده است بدر ؛ به جهت آنكه نور بدر از نور شمس است . و اين معنى ايضا مقصود از اين
هامش
( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 90 و مشارق الأنوار ، ص 21 .
( 2 ) . مشارق الأنوار ، ص 39 .