طبّ و علم احكام نجومى و فلاحت و فراست و علم تعبير و علم طلسمات و نيرنجات و كيميا و امثال اينهاست كه بسيار است و امّا علم منطق كه از تدوينات حكيم ارسطاطاليس است و به جهت شناختن كيفيّت علم و طريق كسب نمودن مجهولات را از معلومات و محفوظ ماندن اين كس از سهو و غلط و خطا ، تدوين شده است ، پس آن آلت تحصيل نمودن ساير علوم نظريّه تكسبيه است و در داخل بودن و نبودن او در حكمت و از اقسام حكمت خلاف نمودهاند ، مناسب آن است كه از اقسام حكمت و ملحق به قسم رياضى باشد و اقسام اين علم ، نه قسم است و در محلّ خود مذكور و مسطور است .
و اما قسم دويّم از قوّهء اوليّه حكمت علميّه كه تعلّق به عمل و به جوارح دارد و او را حكمت علميّه ايضا گويند ، پس به اعتبار مأخذ و دليل ، اوّلا منقسم مىشود به دو قسم :
قسم اول آن است كه مأخذ و دليل حقّ و حسن بودن آن يا باطل و قبيح بودن آن عقل است ، يعنى آنكه در درك نمودن آن اكتفا به عقل مىتوان نمود ، هرچند كه شرع ايضا معين و مبيّن آن شده است ؛ چنانكه سابقا اشاره به اين مطلب شد و قسم دويّم آن است كه مأخذ و دليل حقّ و حسن بودن يا باطل و قبيح بودن آن شرع است و عقل را در آن مدخلى نمىباشد مگر در كلّيّات و مجملات آنكه در حقيقت رجوع به معارف الهيّه و عقايد قلبانيّه مىكند و از ملحقات اصول دين است . امّا قسم اول ، پس به اعتبار تعلّق آن ، منقسم به سه قسم مىشود : قسم اول آن است كه ثمرات او مقصود بالذّات است نه بالغير و منافع و مصالح او راجع و عايد به نفس عالم و عاقل به آن است بخصوصه و او را علم اخلاق گويند و همين است كه ما در اين طبق سيّم از اين كتاب در صدد بيان و تحرير آن مىباشيم و قسم دويّم آن است كه ثمرات و منافع و مصالح آن راجع و عايد بر خود عالم و بر اشخاصى كه به آن خصوصيّت و شركت خاصّه دارند ، مثل شركت صاحب منزل در منزل و در معيشت با زن و فرزند و غلام و كنيز و ساير تبعهء خود ، مثل حيوانات انسيّه و مساكن و ملابس او ، و او را علم تدبير منزل گويند و قسم سيّم آن است كه ثمرات و منافع و مصالح آن راجع و عايد بر خود عالم و بر اشخاصى است كه با آن خصوصيّت و شركت عامّه دارند ، مثل شركت و مجاورت سلطان در بلد و شهر و
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 494
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص٤٩٤