دوازده مهدى است و آن سه اسم دارد يكى اسم من كه احمد است و يكى اسم پدر من كه عبد اللّه است و يكى ديگر اسم مهدى « 1 » و در روايات ديگران است كه وفات مىيابد مهدى اين امّت قبل از قيام قيامت به چهل روز و در آن چهل روز مردمان بىامام مىمانند و دنيا هرج و مرج مىشود « 2 » و ظاهر آن است كه خروج دابّة الارض كه سابقا ذكر شد كه از علامات قيام قيامت است در آن روزها باشد و همچنين خروج يأجوج و مأجوج كه به مضمون آيات و احاديث محقّق است كه از علامات قيامت است در آن روزهاست « 3 » و از جملهء علامات قيامت ايضا آتشى است كه بيرون مىآيد از قعر عدن و جمع مىنمايد مردم را براى حشر و در روايت ديگرى است كه عدن مكان خروج حضرت عيسى عليه السّلام است و در روايت ديگرى است كه آن آتش جمع و حشر مىنمايد خلايق را از مشرق به سوى مغرب « 4 » و اين حشر نه حشرى است كه از براى حساب خلايق است ؛ چونكه آن حشر بعد از نفخهء دوم و زنده شدن خلايق است چنانكه بعد از اين مذكور خواهد شد و ظاهر آن است كه نفخهء اولى در صور كه از براى فنا گردانيدن خلايق است بعد از اين آتش و اين حشر باشد چنانكه ظاهر آيهاى است كه در سورهء كهف است كه بعد از آنكه ذو القرنين به واسطهء بنا گذاردن سدّ راه يأجوج و مأجوج را بست ، فرمود چنانكه خداوند از آن حكايت نموده است كه
قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا
* وَ تَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً
« 5 » ؛ يعنى گفت ذو القرنين كه اين سدّ رحمتى است از جانب پروردگار من براى بندگان ، پس در وقتى كه آمد زمان وعدهء پروردگار من كه مراد قيامت است مىگرداند خداوند آن سد را از هم پاشيده و بوده است و مىباشد وعدهء ربّ من حقّ و صدق و تخلّف ندارد بعد خداوند مىفرمايد كه
وَ تَرَكْنا
يعنى و
هامش
( 1 ) . الغيبة للطوسي ، ص 151 ، ح 111 و بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 148 ، ح 6 .
( 2 ) . أعلام الوراء ، ص 435 و بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 145 ، ح 4 .
( 3 ) . الخصال ، ج 2 ، ص 447 ، ح 46 و بحار الأنوار ، ج 6 ، ص 303 ، ح 1 و ج 7 ، ص 98 ، ح 1 و ج 52 ، ص 209 ، ح 48 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . كهف : 98 و 99 .