روى آثار قدرت او است و به دست آن حربهاى مىباشد از نور ، پس چونكه نظر مىكند به سوى آن ابليس برمىگردد قهقرى بر پشتسر خود و مىگويند به آن اصحاب آنكه به كجا مىخواهى به روى و حال آنكه تو ظفر يافتى پس مىگويد كه
إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ
« 1 » ؛ يعنى به درستى كه من مىبينم چيزى را كه شما نمىبينيد و به درستى كه من مىترسم از پروردگار عالميان ، پس مىرسد به آن پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم پس مىزند تيرى و نيزهاى در ميان كتف آنكه مىباشد در آن هلاك آن و هلاك جميع تبعهء آن ، پس در آنوقت بندگى كرده مىشود خداوند عزّ و جلّ به طورى كه هيچ شركى در بندگى كردن آن نمىباشد و سلطنت مىفرمايد امير المؤمنين عليه السّلام چهل و چهار هزار سال حتّى اينكه مىزايد هر مردى از شيعهء آن هزار پسر از صلب خودش و در آنوقت ظاهر مىگردد جنّتان مدهامتان در نزد مسجد كوفه و ما حول و اطراف آن به آن نحوى كه خداوند خواسته است . « 2 »
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهى * به پيام آشنايى بنوازد آشنا را
دل دردمند عاشق كه ز هجر توست پرخون * چه شود گرش رسانى به وصال خويش يارا
و بدانكه در بعضى از روايات كه مروى است ايضا از حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و ائمّه عليهم السّلام آن است كه بعد از حضرت صاحب العصر و الزمان عليه السّلام دوازده نفر ديگر كه از نسل جناب امام حسين عليه السّلام مىباشند مملكتدارى مىنمايند و آنها را در آن روايات به اسم دوازده مهدى ناميدهاند « 3 » و در بعضى ديگر به اسم دوازده امام ناميدهاند « 4 » و در بعضى تصريح فرمودهاند كه آنها امام نيستند و لكن قومى هستند از شيعيان ما كه مردمان را دعوت به موالات مىنمايند « 5 » و در حديثى كه مروى است از پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم آن است كه آنها دوازده مهدى مىباشند و چونكه وقت وفات حضرت صاحب العصر عليه السّلام مىرسد تسليم مىفرمايد آن حضرت امر را به پسر خودش كه اول از
هامش
( 1 ) . انفال : 48 .
( 2 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 26 و 27 و بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 42 ، ح 12 .
( 3 ) . الغيبة للطوسي ، ص 478 ، ح 504 .
( 4 ) . همان ، ص 151 ، ح 111 .
( 5 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 221 و 222 و بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 115 ، ح 21 .