ميرزا « 1 » ( شرح اللّه صدره و رفع اللّه قدره و اعلى اللّه لواء دولته و اكمل اللّه بناء سلطنته ) كه از بركات بواطن فيض مواطن حضرات ائمهء هدى - عليهم صلوات اللّه الملك الاعلى - هميشه مؤكّد و ممهّد اركان و قواعد علوم دينيّه و از انفاس ميمنت ، اساس ايشان همواره مؤيد و موفق به ترويج و اقامهء احكام مذهب جعفريه - عليه السلام و التحيّه - بوده است و مىباشد .
لهذا فحواى اين مقال از مشرق الشمسين و جنات احوال آن ملك خصال ، طلوع نموده و به اعلى درجهء بروز و ظهور رسيده و مثل : الفجر الصّادق و كالقمر اذا اتسّق ، مصداق ؛ الولد سرّابيه در شأن او احق و اصدق آمده و از داعى خود ، العبد الموسوى المفتاق ، جعفر بن ابى اسحاق خواهش فرمودند كه كتابى كه مشتمل باشد بر بيان حقيقت عقل و كيفيت علاقهء آن به موجودات ماتحتيه و بيان آثار و علامات و احكام و ساير متعلقات آن به رشته تحرير و نگارش از سلسلهء بيان و دانش درآورد . و چونكه اين بندهء درگاه ، در اميد و تمناى آن هستم كه از آخر سلسلهء عقلا و اجداد اجلاى خود - سلام اللّه عليهم اجمعين - باشم و به غير از حديث عقل به حديثى ديگر نپردازم ؛ لهذا لازم آمد و واجب گرديد كه اقدام بر نگارش و تحرير چنين خواهشى كرده شود ، با آنكه محقق است كه النّاس على دين ملوكهم ، نعم الملوك و حبّذا دينا .
چه خوش بود كه منت بندهوار در خدمت * كمر ببندم و تو تاجدار بنشينى
و اميد از خداوند مجيد آن است كه چون نقد بيانش از بوتهء خلاص ، خالص برآيد ، در دار الضّرب قلوب اهل بصيرت ، به محك قابليت و سكهء قبول ، مقرون گردد و لمعات مسائلش ، از آن روى كه مسائل عقليه است ، مشرقة القلوب ارباب طلب و خواهش [ شود ] ، و قطرات بهارستان دلائلش ، از آن سوى كه آيات و اخبار يقينيه ، معطرة المشام اصحاب ادب و دانش گردد . و به يمن همّت جناب سكندر منقبت ، سد باب مفاسد يأجوج و مأجوج جهل ، حصول پذيرد و آرام و اطمينان نفوس كه مسبّب انسداد باب المفاسد و سبب قريب انفتاح باب المصالح و الخيرات است ؛ به عمل آيد
هامش
( 1 ) . در نسخهء كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى به جاى « محمد تقى ميرزا » ، « شاهزاده آزاده اعلى بهمن ميرزا » آمده است .