و در دار دنيا ، موجب ذكر خير و لسان صدق ، و در دار اخرى ، از باقيات الصّالحات اين داعى و آن جناب ، كه دال على الخير و ساعى است ، باشد . و بعد از اتمام ان شاء اللّه تعالى او را به رسم تحفه ، حاضر حضور محفل پرنور آن جناب معدلت مآب ، گردانيده شود ، شايد كه منظور نظر مرحمتگستر و مطبوع طبع عطوفت اثر گردد ، و آن را مسمّا به تحفة الملوك فرمايند هرچند كه ،
لايق نبود قطره به عمان بردن * خار و خس صحرا به گلستان بردن
اما چه كنم كه رسم موران باشد * پاى ملخى نزد سليمان بردن
و از جهت مناسبت با اسم ، ابواب آن به لفظ طبق ، و فصول آن به عنوان تحفه نوشته شد . و مشتمل آمد بر سه طبق و خاتمه ، و در هر طبقى چندين تحفه گذارده شد :
طبق اول در بيان حقيقت عقل و آنچه متعلق به آن است .
طبق دوم در بيان كيفيت ارتباط و تعلق آن به موجودات و آنچه متعلق به آن است .
طبق سيم در بيان خواص و آثار و علامات آن و آنچه متعلق به آنها است .
خاتمه در بيان شمهاى از حكم عقل كه متعلق به تدبير رعيّت است .