تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
كه بداند كه دشمنى از چه متولّد شود و با ايشان چگونه زندگانى بايد كردن . مشاهير حكماى يونان گفته‌اند : پنج چيز است كه از آن دشمنى خيزد : اول ، طمع كردن در اموال و نفوس نه بر وجه استحقاق . دوم ، ستدن مال ديگران خاصه كه بر خلاف شعار شريعت بود . سوم ، جور و تعدّى كردن خاصه كه از متعارف دور بود « 1 » . چهارم ، از اميدى كه داده باشند « 2 » ، نوميد كردن . پنجم ، سخن سرد گفتن « 3 » ، و اگرچه برسبيل داد بود . و امّا كيفيّت معيشت با ايشان از جهت آنك همواره مردم را اوقات و ساعات قابل آن نباشد كه در وى عداوت توان تقديم داشتن ، و هر زمانى مباشرت عداوت و قهر اعادى و مخالفان دست ندهد ، اگر دشمنى متعاهد شد ؛ البتّه به هيچ حال بر اعدا ، « 4 » اعتماد نكند ، و بضرورت بداند « 5 » كه دايم از ايشان حذر بايد كردن ، و به گفتار خوب و زبان شيرين اعادى ، « 6 » غرّه نشايد گشتن ؛ از جهت آنك ممكن است كه دشمنى در اماكن دل او متمكّن گشته باشد و شايد كه از ظهور دشمنى مانعى باشد و « 7 » در باطن خويش به كيد و غدر مشغول شود . و « 8 » حكما گفته‌اند كه هر دشمنى كه به افتعال و حيلت « 9 » و مكر و خديعت بود ، مؤثّرتر از آن باشد كه آشكارا بود و به قوّت و كوشش . و عرب مثل زده است و گفته : « 10 » شرّ الاعداء اخفاهم مكيدة 74 . يعنى بدترين دشمنان آن باشد كه مكايد او مخفىتر باشد و به « 11 » مباشرت نيكى از اعادى غافل نشود . شعر
هر عطايى كه دشمنت بخشد * گر نباشد چنان عطا ، شايد دوست كو « 12 » بر تو زار نَوحَه كند * بِهْ كه دشمن ترا ببخشايد
ابو شكور گويد :
به دشمن برت ، استوارى مَباد * كه دشمن درختيست « 13 » تلخ از نهاد
هامش
( 1 ) . ب : باشد . ( 2 ) . ب : باشد . ( 3 ) . ب + به روى . ( 4 ) . ب : بر اعداى خود . ( 5 ) . ب : بدان . ( 6 ) . ب : اعدا . ( 7 ) . ب ( و ) ندارد . ( 8 ) . ب ( و ) ندارد . ( 9 ) . اساس : حيله : ضبط متن براساس ب و ن است . ( 10 ) . ب ( و گفته ) ندارد . ( 11 ) . ب ( به ) ندارد . ( 12 ) . ب : كر . ( 13 ) . ب : درخت است .