باب هفتم در دشمنى و اسباب دشمنى و كيفيّت دشمنى كردن « 1 »
بدانك دشمنى كردن ، كارى « 2 » خطرناك است ، خاصه ميان پادشاهان از جهت آنك از لوازم عداوت آنست « 3 » كه نفوس و « 4 » اموال اعادى را متصدّى و متعرّض آفت و غارت خواهد و تا تواند به وسع قدرت و امكان استطاعت ، خطارت و بزرگى ايشان را در معرض خطر و بلا افكند و اعادى نيز به قدر قوّت خويش ، طريق مخاصمت و سبيل مقاومت سپرد ؛ پس نتيجهء عداوت آن خواهد بود كه از طرف هريك اموال و نفوس در صدد خطر و آفت باشد و شكى نيست كه اقدام نمودن بر امثال اين افعال كارى « 5 » خطرناك است ؛ پس از لوازم خرد آنست كه تا تواند از مردمدشمنى 72 « 6 » حذر كند . و بزرگان گفتهاند كه عداوت كردن را عادت نمودن ، علامات « 7 » خوب و شواهد محمود نيست ، چه از لوازم دشمنى آنست كه هميشه « 8 » دشمن حسد برد . و رسول ، صلّى اللّه عليه « 9 » ، فرموده است « 10 » : الحسد يأكل « 11 » الحسنات كما تأكل النّار الحطب 73 . يعنى حسد حسنات مردم را همچنان مىخورد كه آتش هيزم را . و چون اين قاعده مقرّر شد ، بر عاقل واجب باشد « 12 »
هامش
( 1 ) . ب : در دشمنى كردن و اسباب دشمنى و دشمن .
( 2 ) . ب : كار .
( 3 ) . ب ( آن ) ندارد .
( 4 ) . ب ( و ) ندارد .
( 5 ) . ب : كار .
( 6 ) . ب : از دشمنى مردم ، ن : از مردم دشمن .
( 7 ) . ب : علامت .
( 8 ) . ب + بر .
( 9 ) . ب : عليه السلام .
( 10 ) . ب + كه إنّ .
( 11 ) . ب : لياكل .
( 12 ) . ب : شد .