چهارم ، آنك نهاد وى « 1 » چنان باشد كه به مصالح كارها راغب باشد و بر معاصى اگرچه اصرار نمايد ؛ امّا به نفس خود معترف باشد و از خداى تعالى « 2 » ترسنده باشد ؛ چه آنكس كه از خداى تعالى نترسد ، بر وى اعتماد نباشد و خداى ، عزّ و جلّ « 3 » ، فرموده است :
وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ .
يعنى طاعت مدار كسى را كه وى را از ذكر خود « 4 » غافل كردهام . « 5 » و همچنان در حقوق دوستان بر يكديگر و آن حقوق از ده نوع است : اول ، آنست « 6 » كه ايثار بعضى از مال از « 7 » براى يكديگر به حدّى كه اسراف و تبذير نباشد ، دريغ ندارد و اين درجهاى بزرگ است در شرايط دوستى و خداى عزّ شأنه ، در حق ايشان ثنا مىگويد : « 8 »
وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ
. دوم ، يارى دادن است ، در مهمّات و حاجات پيش از آنك استعانت خواهند ، « 9 » امّا شرط آن باشد كه قيام به دلى خوش نمايد « 10 » و پيشانى گشاده . سوم ، آنست كه در حق دوستان نيكى گويد و عيوب ايشان « 11 » پوشيده دارد و شرايط دوستى « 12 » در غيبت همچنان « 13 » محافظت كند كه در حضور . چهارم ، به زبان نيز شفقت كند و « 14 » دوستى اظهار كند كه رسول ، صلّى اللّه عليه « 15 » ، وصيّت كرده است و فرموده : « 16 » اذا احبّ احدكم اخاه فليخبره 70 . يعنى چون كسى از شما يكى را از برادر مسلمان دوست دارد ، او را از آن خبر دهد « 17 » . پنجم ، آنك هر « 18 » چه دوست حاجتمند بود از مصالح دينى و دنياوى وى را بياموزد كه برادران را از آتش دوزخ نگاه داشتن ، اوليتر باشد كه از رنج دنيا . ششم ، اگر زلّتى و تقصيرى حادث شود « 19 » ، از وى عفو كند و اگر چنانك بر محارم و محظورات اقدام نمايد يا از اوامر ، واجبات ترك كند ، مستحبّ و مستحسن آن است كه « 20 » آن دوستى بر خود مكروه نشناسد و از آن دوست « 21 » نبرّد .
هامش
( 1 ) . اساس : نهادى ، ضبط متن براساس ب و ن است .
( 2 ) . ب ( تعالى ) ندارد .
( 3 ) . ب : تعالى .
( 4 ) . ب ( از ذكر خود ) ندارد .
( 5 ) . ب + خاتمه باب .
( 6 ) . ب : در حقوق از ده نوع اول آنست ، ( و همچنان در حقوق دوستان بر يكديگر و آن ) ندارد .
( 7 ) . ب ( از ) ندارد ، ن : بعضى مال از .
( 8 ) . ب + كه .
( 9 ) . ب : خواهد .
( 10 ) . ب ( نمايد ) ندارد .
( 11 ) . ب + را .
( 12 ) . ب + را .
( 13 ) . ب ( همچنان ) ندارد .
( 14 ) . ب ( كند و ) ندارد .
( 15 ) . ب : عليه السلام .
( 16 ) . ب + است .
( 17 ) . ب : دهيد .
( 18 ) . ب : بهر .
( 19 ) . ب : شده باشد .
( 20 ) . از ب و ن افزوده شد .
( 21 ) . از ب و ن افزوده شد .