تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
دشمن ، پسنديده است و همچون خرمايى باشد ، رسيده كه از « 1 » درخت بستانند و از آن طعم و حلاوت گيرند « 2 » و چون موافق خرد نباشد نه دوست پسندد و نه دشمن و مانند خرمايى بود نارسيده كه « 3 » از درخت ، چيده باشند « 4 » و « 5 » به هيچ‌كار « 6 » نيايد و سخن چون « 7 » به دانش گويند ، استظهارى « 8 » بزرگ است و معاونى « 9 » قوى .

[ حكايت پسر فورك و ملك روم ]

حكايت - گويند كه « 10 » عضد الدوله 46 ، شاهنشاه ، « 11 » پسر فورك امام را به رسالت به روم فرستاد و پسر فورك 47 امام از جمهوران آن « 12 » روزگار بود ؛ چون ملك روم « 13 » آن قدرت وى بديد و سخنگويى و فضل و دانش و خرد و شيرين‌زبانى او بدانست ؛ كشيش « 14 » را بخواند و گفت : توانى اين رسول را جواب دادن و خجل گردانيدن كه به فصاحت و بلاغت بر همگنان « 15 » چيره گشت ؟ كشيش « 16 » گفت : « 17 » چون رسول حاضر شود ، مرا اعلام فرماى تا جوابش بدهم « 18 » و خجل گردانم . ديگر روز ملك روم بنشست و جملهء بزرگان و اكابر خود را « 19 » جمع كرد و رسول و كشيش هردو « 20 » حاضر شدند . كشيش گفت : اى شيخ « 21 » ! چه گويى ؟ قصّهء « 22 » زن پيغامبر « 23 » شما چون بود ؟ پسر فورك امام « 24 » زبان فصاحت بگشود و « 25 » گفت « 26 » : همچنان بود كه قصّهء « 27 » مادر پيغامبر « 28 » شما الّا آن بود كه زن پيغامبر « 29 » ما
هامش
( 1 ) . ق : او كه رسيده از . ( 2 ) . ق : توان يافتن + و چون موافق خرد است نزديك دوست و دشمن پسنديده است . ( 3 ) . ب و ق : كه نارسيده . ( 4 ) . ق : شود . ( 5 ) . ب و ق : كه . ( 6 ) . ق : كارى . ( 7 ) . ب : و چون سخن . ( 8 ) . ب و ق : استظهار . ( 9 ) . ق : معاون . ( 10 ) . ب و ق ( كه ) ندارند . ( 11 ) . ب : شهنشاه . ( 12 ) . ق : ( آن ) ندارد . ( 13 ) . ب : ملك الروم . ( 14 ) . ق : چون ملك روم آن قدرت ديدار پسر فورك امام از جماهيران روزگار بود بر سخن گفتن و فضل و علم و خرد و شيرين‌زبانى او بدانست ، ب : كشيشى بزرگ ، ق : كشيش بزرگ . ( 15 ) . ق : همه . ( 16 ) . ق + بزرگ . ( 17 ) . ق : جواب داد كه . ( 18 ) . ق : مرا حاضر كن تا من او را جواب دهم . ( 19 ) . ق ( را ) ندارد . ( 20 ) . ب ( هردو ) ندارد . ( 21 ) . ق + مسلمانان . ( 22 ) . ب : قضيه . ( 23 ) . ق : پيغمبر . ( 24 ) . ب ( امام ) ندارد . ( 25 ) . ق ( زبان فصاحت بگشود و ) ندارد . ( 26 ) . ق + در جواب . ( 27 ) . ب : قضيه : ق : ندارد . ( 28 ) . ق : پيغمبر . ( 29 ) . ق : پيغمبر .