حساب آورند 7 ؛ امّا از آنجا كه به الحاقى بودن اين حكايت يقين داريم ، نمىتوانيم اين تاريخ را براى سال تصنيف تحفة الملوك قطعى بدانيم .
قرينهء ديگر براى تأييد الحاقى بودن اين دو حكايت آن است كه پيش از اين دو حكايت ، قطعهاى شعر در نسخههاى تحفة الملوك به اين صورت ضبط شده :
آنچ گرد آوريدهاى به عنا * و آتشش بر دل تو افشاندهست
بازماند ز تو كه پيش از تو * از هزاران هزار كس ماندهست ( ص 129 )
كه با موضوع باب پانزدهم - در دنيا و حرص دنيا و آز - تناسب دارد . نسخهء قونيه ( ق ) كه يكى از نسخههاى معتبر تحفة الملوك است ، نيز بلافاصله بعد از اين قطعه پايان مىپذيرد 8 . به نظر مىرسد گويا مصنّف با همين قطعه كتاب خود را به پايان رسانده است و سپس در اثر عوامل گوناگونى اين دو حكايت جزو متن اصلى به حساب آمدهاند و در دورههاى بعد كاتبان ، سهلانگارانه اين دو حكايت را در پايان اين كتاب نويساندهاند .
براى آگاهى محقّقان و ديگر خوانندگان ، متن تصحيحشدهء اين دو حكايت براساس همان نسخههايى كه ملاك تصحيح تحفة الملوك بوده ، بعد از متن اصلى اضافه گرديده است .
اشعار تحفة الملوك
آنچه اهميّت كتاب تحفة الملوك را چندين برابر مىكند ، اشعارى است كه در بين نثر استوار و فصيح اين كتاب - متناسب با موضوع - درج شده است . تحفة الملوك يكى از منابع مهم اشعار شاعران آغازين زبان فارسى همچون ابو شكور بلخى و رودكى است 9 . اولين مرتبهاى كه سخن از تحفة الملوك به ميان آمد و اين كتاب ناشناخته معرفى گرديد ، به خاطر اشعارى بود كه از كليله و دمنهء منظوم رودكى در آن وجود داشت 10 . در متن كتاب شعرى به كليله و دمنه منسوب گرديده است . « در كليله و دمنه گويد :
بس كه بر گفته پشيمان بودهام * بس كه بر ناگفته شادان بودهام »
( ص 32 )