تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
احمق ساده دل . دوم با « 1 » مرد بسيار گوى . سوم با « 2 » مرد « 3 » بسيار دوست . شعر
كسى كو برهنه كند رازِ دوست « 4 » * روا باشد ار بر درانيش ، پوست « 5 »
و عرب « 6 » مثل زده است : قلب الاحمق 140 في فمه و لسان العاقل في قلبه . يعنى دل احمق در « 7 » دهانست و زبان عاقل در دل « 8 » است . و « 9 » اردشير گويد : هركه راز خويش نگاه ندارد ، پاى بر گردن دشمنان « 10 » چون « 11 » نهد ؟ و عرب گفته است : من كشف سرّه هتك « 12 » ستره . يعنى « 13 » هركس « 14 » كه راز خويش « 15 » آشكار « 16 » كند ، پردهء او دريده شود . شعر « 17 »
گشايندهء رازهاى نهان * سرانجام رسوا شود در جهان
نوشروان عادل گفته است : ملكان كه پيروزى يافتند به « 18 » پيش‌بينى و تدبير يافتند و تدبير اندر نگاهداشتن راز « 19 » دانستند . هرمس 141 « 20 » گويد : اگر خواهى كه از راز خويش دشمن را خبر ندهى از آينده و شونده « 21 » نگاه دار كه در آن از دو نوع فايده است : اول ، آنك اگر به صواب بود « 22 » به كام دل برسد « 23 » و اگر خطا بود از ملامت دور باشد . « 24 » و عرب « 25 » مثل زده است : « 26 » قلوب الاحرار 142 قبور الاسرار . يعنى دلهاى آزادگان ، گورهاى سرّهاست .

[ حكايت خاقان و ملك هند ]

حكايت - گويند كه « 27 » روزى خاقان و ملك هند در مجلس انس « 28 » نشسته بودند . « 29 »
هامش
( 1 ) . از ب و ق افزوده شد . ( 2 ) . از ب افزوده شد . ( 3 ) . ب : مردى . ( 4 ) . اساس : خويش ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است . ( 5 ) . ق : روباه باشد ار بود ميش پوست . ( 6 ) . ب + نيز ، ق ( و ) ندارد . ( 7 ) . ب : اندر . ( 8 ) . ب : اندر دل . ( 9 ) . ب و ق ( و ) ندارند . ( 10 ) . ب + خود . ( 11 ) . ق ( چون ) ندارد . ( 12 ) . ب : هلك . ( 13 ) . ق ( يعنى ) ندارد . ( 14 ) . ب و ق ( كس ) ندارند . ( 15 ) . ب + را . ( 16 ) . ق : آشكارا . ( 17 ) . ب : بيت . ( 18 ) . ق : با . ( 19 ) . ب و ق : اندر راز نگاه داشتن ، ق + يافتند و . ( 20 ) . ب : هرمز . ( 21 ) . ب و ق : شنونده . ( 22 ) . اساس : برود . ق : رود ، ضبط متن براساس ب است ، ب + زود . ( 23 ) . ب و ق : برسى . ( 24 ) . ب و ق : باشى . ( 25 ) . ب + نيز ، ق ( و ) ندارد . ( 26 ) . ب + كه . ( 27 ) . ب و ق ( كه ) ندارند . ( 28 ) . ق ( انس ) ندارد . ( 29 ) . ق : بود .