چون به جاى كسى نيكى كنى بايد « 1 » كه منّت ننهى و افتخار نكنى و تا توانى بدمسگال و پيوسته نيكى كنى « 2 » كه « 3 » شرف نيكوكردارى آن بس « 4 » است كه هرگز پشيمان نشود و « 5 » نه از كس ملامت يابد ، و مقتضاى داد و انصاف آنست كه چون كسى به خدمت تو نيكى كند كه « 6 » سپاسدارى نمايى و به انواع ، « 7 » مكافات كنى .
شعر
تو دانى كه مردم كه نيكى « 8 » كند * كند تا مكافاتِ آن بَرچِنَد « 9 »
مكافاتها چند گونه بُود * يكى آنك كارد همان بِدْرَوَد
هامش
( 1 ) . از ب و ق و ن افزوده شد .
( 2 ) . ب و ق : و از نيكى پرهيز مكن .
( 3 ) . از ب و ق و ن افزوده شد .
( 4 ) . ق : از پس .
( 5 ) . ق ( و ) ندارد .
( 6 ) . ب ( كه ) ندارد .
( 7 ) . ب و ق ( به انواع ) ندارند .
( 8 ) . ب : بنيكى .
( 9 ) . ق : برچيند .