تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
امام « 1 » شافعى 127 ، رحمة اللّه عليه ، « 2 » گفت : « 3 » چرب‌زبانى و نيكى كردن ، شمشير تيز را كند ، كند و شمشير كند را تيز كند و در « 4 » سلاحها هيچ‌چيز « 5 » برّنده‌تر از نيكى نيست . شعر
ز نيكى همه نيكى آيد بجاى * به نيكى دهد نيز نيكى خداى
سندباد گويد : شرف اندر تواضع است و كرم اندر تقوى ، و بزرگى اندر نيكى كردن . فناخسرو گويد : سعادت [ بزرگ ] « 6 » سه چيز است : اوّل ، « 7 » ايمنى از آفتها . دوم ، « 8 » دست يافتن به نيكى كردن . سوم ، « 9 » از بديها دور بودن . حكما گفته‌اند : پيوستگى و صحبت ميان مردم نيك 128 ، « 10 » چون جام زرّين بود كه دير شكند و زود نيك گردد ، و پيوستگى و صحبت « 11 » بدان چون جام سفالين بود كه زود بشكند « 12 » و هرگز نيك نشود . بزرجمهر گويد : با بدان زندگانى كردن ، دورى كردن است از سلامت و با نيكان صحبت كردن پيوند زندگانيست . شعر
بد بود راىِ همنشين بَدان * كه بدان را بوَد نهادِ ددان به « 13 » خردمند بَر ، گمانى نيك * نبوَد همنشينِ بىخردان
نيكى گزين و جود و سخا كن بجاىِ خَلق * اكنون كه امر و نهى روانست مر ترا « 14 » زيرا كه وقت باشد كِت آرزو كند * تا نيكى كنى ، نرسد دست مر ترا « 15 »
هامش
( 1 ) . ق + معظم . ( 2 ) . ب و ق : رضى الله عنه . ( 3 ) . ق : گويد . ( 4 ) . ق : و از همه . ( 5 ) . ق ( چيز ) ندارد . ( 6 ) . اساس : بزرگى ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است . ( 7 ) . ب و ق ( اول ) ندارند . ( 8 ) . ب و ق ( دوم ) ندارند + و . ( 9 ) . ب و ق ( سوم ) ندارند + و . ( 10 ) . ق ( نيك ) ندارد . ( 11 ) . ب + با . ( 12 ) . ب : شكند . ( 13 ) . ب : بر . ( 14 ) . اين بيت در ب و ق و ن نيست . ( 15 ) . اين بيت در ب و ق و ن نيست .