امام « 1 » شافعى 127 ، رحمة اللّه عليه ، « 2 » گفت : « 3 » چربزبانى و نيكى كردن ، شمشير تيز را كند ، كند و شمشير كند را تيز كند و در « 4 » سلاحها هيچچيز « 5 » برّندهتر از نيكى نيست .
شعر
ز نيكى همه نيكى آيد بجاى * به نيكى دهد نيز نيكى خداى
سندباد گويد : شرف اندر تواضع است و كرم اندر تقوى ، و بزرگى اندر نيكى كردن .
فناخسرو گويد : سعادت [ بزرگ ] « 6 » سه چيز است : اوّل ، « 7 » ايمنى از آفتها . دوم ، « 8 » دست يافتن به نيكى كردن . سوم ، « 9 » از بديها دور بودن .
حكما گفتهاند : پيوستگى و صحبت ميان مردم نيك 128 ، « 10 » چون جام زرّين بود كه دير شكند و زود نيك گردد ، و پيوستگى و صحبت « 11 » بدان چون جام سفالين بود كه زود بشكند « 12 » و هرگز نيك نشود .
بزرجمهر گويد : با بدان زندگانى كردن ، دورى كردن است از سلامت و با نيكان صحبت كردن پيوند زندگانيست .
شعر
بد بود راىِ همنشين بَدان * كه بدان را بوَد نهادِ ددان
به « 13 » خردمند بَر ، گمانى نيك * نبوَد همنشينِ بىخردان
نيكى گزين و جود و سخا كن بجاىِ خَلق * اكنون كه امر و نهى روانست مر ترا « 14 »
زيرا كه وقت باشد كِت آرزو كند * تا نيكى كنى ، نرسد دست مر ترا « 15 »
هامش
( 1 ) . ق + معظم .
( 2 ) . ب و ق : رضى الله عنه .
( 3 ) . ق : گويد .
( 4 ) . ق : و از همه .
( 5 ) . ق ( چيز ) ندارد .
( 6 ) . اساس : بزرگى ، ضبط متن براساس ب و ق و ن است .
( 7 ) . ب و ق ( اول ) ندارند .
( 8 ) . ب و ق ( دوم ) ندارند + و .
( 9 ) . ب و ق ( سوم ) ندارند + و .
( 10 ) . ق ( نيك ) ندارد .
( 11 ) . ب + با .
( 12 ) . ب : شكند .
( 13 ) . ب : بر .
( 14 ) . اين بيت در ب و ق و ن نيست .
( 15 ) . اين بيت در ب و ق و ن نيست .