تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
گفت : من اين مبارزان « 1 » را برابر از « 2 » روى نشناسم ، بفرما تا قفاها سوى من كنند تا بگويم . يعنى من ايشان را به جز در « 3 » گريختن نديدم . « 4 » منصور ازين جواب خجل گشت . « 5 » پس مردم بايد كه در هركار « 6 » كه باشد ، « 7 » صبر كند و هرچه گويد ، به تأنّى گويد تا خجالت به وى باز نگردد .

[ حكايت حسن بصرى ]

حكايت - حسن بصرى ، رحمة اللّه عليه ، « 8 » مردى بزرگ بود « 9 » و سيصد كس را « 10 » از صحابه « 11 » ديده بود . روزى به بصره مجلس مىداشت ، در اثناى « 12 » سخن گفت : اى دريغا كه « 13 » از صحبت صحابهء رسول ، صلّى اللّه عليه ، « 14 » به صحبت شما افتادم . جوانى برخاست و گفت : اى شيخ اسلام ! دريغاى تو بيشتر كه از صحبت صحابه به صحبت ما افتادى يا دريغاى صحابه كه از صحبت رسول ، صلّى اللّه عليه ، « 15 » به صحبت تو افتادند « 16 » ؟ حسن بصرى « 17 » ازين معنى خجل شد . بزرجمهر گويد : در بدى مدارا كردن و سخن تلخ از ناكسان فرو خوردن ، از زيركى و جلدى مرد باشد و « 18 » در تورات نوشته « 19 » است كه مرد حريص هميشه « 20 » محروم است و مرد شتابنده ، هميشه بر پشيمانيست . حكما گفته‌اند كه انديشيدن ، چون تخم است و دانستن ، چون رستن « 21 » و گفتار ، چون شكوفه « 22 » و كردار ، چون بر اوست و همچنان‌كه فايدهء تخم پيدا آمدن بر اوست ، فايدهء انديشيدن ، كار كردنست .
هامش
( 1 ) . ق + شما . ( 2 ) . ب و ق ( از ) ندارند . ( 3 ) . ب و ق ( در ) ندارند . ( 4 ) . ب و ق : نديده‌ام . ( 5 ) . ب و ق : شد . ( 6 ) . ب : كارى ، ق : كارش . ( 7 ) . ب : پيش آيد . ( 8 ) . ق ( عليه ) ندارد . ( 9 ) . ق ( بود ) ندارد . ( 10 ) . ق ( را ) ندارد . ( 11 ) . ب : صحابى . ( 12 ) . ق : ميان . ( 13 ) . ب ( كه ) ندارد . ( 14 ) . ب و ق : عليه السلام . ( 15 ) . ب : عليه السلام . ( 16 ) . ق : اى شيخ اسلام دريغا ز تو بيشتر كه از صحبت رسول به صحبت تو افتادند . ( 17 ) . ب + رحمه الله عليه . ( 18 ) . ب و ق ( و ) ندارند . ( 19 ) . ب و ق : نبشته . ( 20 ) . اساس و ق : پيشه ، ضبط متن براساس ب و ن است . ( 21 ) . ق + است . ( 22 ) . ق + است .
تحفة الملوك ( فارسى ) — صفحة 98 | علي بن أبي حفص بن فقيه محمود الإصفهاني / على اكبر احمدى داراني