فى الجمله ، اگر تقدير بارى تعالى سابق شده « 1 » باشد كه بندهاى از آن وى به خدمت پادشاه نزديك شود ، « 2 » بايد كه بههيچحال در پادشاه « 3 » مخالفت نينديشد « 4 » كه رسول ، « 5 » صلّى اللّه عليه ، « 6 » فرموده است : « 7 » انّ اللّه ليغضب على من خالف « 8 » السّلطان . يعنى خداى تعالى خشم گيرد بر آن بنده كه مخالفت پادشاه كند و به خدمت پادشاه « 9 » بدان تواند خدمت « 10 » نمودن و قيام كردن ؛ « 11 » چنانك واجب است « 12 » كه ده قاعده نگاه دارد : « 13 » اول ، آنك به هيچ حالتى در خدمت پادشاه بر افعال وى منكر نشود و اگرچه محارم شرع باشد ؛ بلكه به تأنّى و تدريج او را از آن منع كند . « 14 »
دوم ، آنك هميشه در استمالت دل پادشاه كوشد و هرچه تقديم دارد ، به وجه بندگى و خضوع كند . « 15 »
سوم ، آنك بههيچحال با ايشان « 16 » حجّت نگويد و مخالف « 17 » فرمان او نكند . « 18 »
چهارم ، آنك بههيچحال به نواخت پادشاه مغرور « 19 » نشود و بر وى « 20 » ايمن نگردد . « 21 »
پنجم ، آنك پيوسته زبان نگاه دارد و در حضور وى بر كسى « 22 » خشم نگيرد ؛ زيرا كه در حضرت او « 23 » جز او را خشم نرسد . « 24 »
ششم ، آنك چشم و گوش « 25 » به فرمان پادشاه دارد و « 26 » اشارت او را امتثال نمايد . « 27 »
هامش
( 1 ) . ق : بنده .
( 2 ) . ب : بنزديك پادشاه رود و خدمت او كند .
( 3 ) . ق : پادشاهى .
( 4 ) . ب : مخالفت نكند و خلاف نينديشد ، ق : نهانديشد .
( 5 ) . ق : پيغمبر .
( 6 ) . ب و ق : عليه السلام .
( 7 ) . ب + كه .
( 8 ) . ق : يخالفه .
( 9 ) . ق ( پادشاه ) ندارد .
( 10 ) . ب و ق : قيام .
( 11 ) . ب و ق ( و قيام كردن ) ندارند .
( 12 ) . ق : آنست .
( 13 ) . ب : و خلاصه آن شعار ( ق + خود ) گرداند تا از مواخذه و خشم پادشاه دور ماند ، ق ( و خشم ) ندارد ، ق + قاعده .
( 14 ) . ق + قاعده .
( 15 ) . ق + قاعده .
( 16 ) . ق : بايشان .
( 17 ) . ق : مخالفت .
( 18 ) . ب : مخالفت فرمان نكند ، ق + قاعده .
( 19 ) . ب و ق : غره .
( 20 ) . ب : برو ، ق : بر او .
( 21 ) . ق + قاعده .
( 22 ) . ق : كس .
( 23 ) . ب و ق : و .
( 24 ) . ب : جز او نرسد كه بر كسى خشم گيرد ، ق + قاعده .
( 25 ) . ب + را .
( 26 ) . ب : هم .
( 27 ) . ق + قاعده .