معاويه گفت : داد كن كه داد سپريست كه « 1 » از آفات نگاه دارد كه رسول ، صلّى اللّه عليه ، « 2 » فرموده است : « 3 » العدل جنّة واقية و جنّة باقية . يعنى داد كردن سپريست كه از بلا نگاه دارد و [ بهشتى ] « 4 » است كه جاودانه « 5 » بماند .
[ حكايت آنچه صاحب عبّاد بر ظهر نامه نوشت ]
حكايت - گويند به روزگار صاحب عبّاد 110 يكى با وى « 6 » نامه نوشت « 7 » كه فلان تاجر فرمان يافت و مالى « 8 » وافر از وى بماند و « 9 » وارثان طفلاند ، « 10 » ايشان را نفقاتى كفايت بود ، باقى خزانه را شايد . صاحب بر ظهر « 11 » نامه نوشت : « 12 » الميّت رحمه اللّه و المال ورّثه اللّه و الوارث زرعه اللّه و السّاعى لعنه اللّه . يعنى كه « 13 » مرده را خداى رحمت كناد « 14 » و مال به وارثان رساناد و وارثان را خداى بپروراناد « 15 » و غمّاز را خداى « 16 » لعنت كناد .
[ حكايت ابو جعفر خليفه و مبارك ابن فضاله ]
حكايت - ابو جعفر خليفه 111 فرمود تا يكى [ را كه ] « 17 » جنايتى كرده بود ، بكشند . « 18 » مبارك ابن فضاله 112 كه يگانهء روزگار بود ، آنجا حاضر بود ، گفت : يا امير المؤمنين ! خبرى « 19 » از آن رسول ، « 20 » صلّى اللّه عليه ، از من بشنو « 21 » ! خليفه گفت : بگو ! گفت « 22 » ، حسن بصرى 113 « 23 » روايت مىكند از « 24 » رسول « 25 » فرموده است كه « 26 » روز قيامت كه « 27 » خداى تعالى جملهء خلايق « 28 » را در يك صحرا جمع كند ، منادى آواز دهد كه هركه را « 29 » بر خداى تعالى « 30 » دست منّت « 31 » است ، برخيزد « 32 » هيچكس برنخيزد مگر آنك از كسى عفو كرده باشد ؛ « 33 »
هامش
( 1 ) . ق ( كه ) ندارد .
( 2 ) . ب و ق : عليه السلام .
( 3 ) . ب + كه .
( 4 ) . اساس و ب : بهشت ، ضبط متن براساس ق و ن است .
( 5 ) . ق : جاويدانه .
( 6 ) . ب و ق : بوى .
( 7 ) . ب : نبشت .
( 8 ) . ب و ق : مال .
( 9 ) . ب و ق ( و ) ندارند .
( 10 ) . ب : دارد .
( 11 ) . ب و ق : آن .
( 12 ) . ب : نبشت كه .
( 13 ) . ق ( كه ) ندارد .
( 14 ) . ب : يعنى خداى تعالى مرده را رحمت كناد .
( 15 ) . ب : خدا بپيروزاناد .
( 16 ) . ب + تعالى .
( 17 ) . از ب افزوده شد .
( 18 ) . ق و ن : كه يكى را بكشند از بهر جنايتى .
( 19 ) . ق : چيزى .
( 20 ) . ق + عليه السلام .
( 21 ) . ب : شنوى ، ق : چيزى از آن رسول از من بشنوى .
( 22 ) . ق ( گفت ) ندارد .
( 23 ) . ب + رحمة الله عليه .
( 24 ) . ب : كه .
( 25 ) . ق + عليه السلام .
( 26 ) . ق ( كه ) ندارد .
( 27 ) . ب ( كه ) ندارد .
( 28 ) . ق : خلق .
( 29 ) . ق + كه .
( 30 ) . ب ( ى تعالى ) ندارد .
( 31 ) . ق : منّتى .
( 32 ) . ق : برخيزيد .
( 33 ) . ق : كرد ، ( باشد ) ندارد .