در پاى تو سربازى بسيار نمىدانم « 1 » * بر ياد تو جان دادن دشوار نمىبينم
من رند خراباتم ، دردىكش بىحاصل * مستم نفسى خود را هشيار نمىبينم
دورم ز حسن آرى در حسن تو حيرانم * سرچشمهء خورشيدم أنوار نمىبينم
و له
اوّل قدم كه ره به هواى تو يافتم * جان را اسير بند بلاى تو يافتم
گفتم كجا توان به جهان يافتن ترا * خود جا نيافتم كه نه جاى تو يافتم
مىگفتم از براى خودت يافتم نخست * خود را به عاقبت ز براى تو يافتم
حور و قصور و كوثر و طوبى چه مىكنم * جنّت كجا برم چو لقاى تو يافتم
در نقش چهره تو پديدست هر نشان « 2 » * كز نقش سرو چهرهگشاى تو يافتم
* 825 * ملكى كه خسروان به تمناى آن روند * با دولت كمينه گداى تو يافتم
از كوى جان به روى ارادت سپردهام * راهى كه در حريم رضاى تو يافتم
هامش
( 1 ) در اين متن هركجا س را كشيده نوشته باشد ذيل آن سه نقطه مىگذارد .
( 2 ) در اين متن گاهى ج و پ با سه نقطه ديده مىشود .