تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
* 722 * بزرگى بايدت دل در سخا بند * سركيسه به بند گند نابند هم ادبارى عجب در راه دارم * كه مقبل‌تر كسى بدخواه دارم مبادا كسى اگرچه شاه باشد * كه او را مقبلى بدخواه باشد « 1 »
* * *
نبود از تيغها بر لب شاه * يكى ميدان كسى را پيش و پس راه گر افتادى سر يك سوزن از ميغ * نبودى جاى سوزن جز سر تيغ نفير چاوشان از دور شو دور * ز گيتى چشم بد را كرده مهجور روان شد در هوا باز سبك پر * جهان خالى شد از كبك و كبوتر
* 723 *

من اسكندرنامه

نبايد كه باشد ترا اين خيال * كه دولت به ملكست و نصرت « 2 » به مال « 3 » سرى كردن مردم از مردميست * و گرنه همه آدمى آدميست همه مردمان سرفرازى كنند * سر آن شد كه مردم‌نوازى كنند دد و دام را شير از آنست شاه * كه مهمان نوازست در صيدگاه « 4 » جهان خوش بدان نيست كارى بدست * به زندان و قفلش كنى پاىبست « 5 » ز عيش خوش آنكه نشانش دهى * كزينش ستانى به آنش دهى « 6 » جوانمرد پيوسته با كس بود * كس آن را نباشد كه ناكس بود « 7 » « 8 » بدانكس كه او را خميريست خام * همه‌كس دهد نان پخته به وام « 9 »
هامش
( 1 ) دو بيت فوق در ص 244 خسرو شيرين از كليات خمسه چاپ مرحوم وحيد دستگردى آمده است . ( 2 ) نصرة . ( 3 ) ر . ك شرفنامه نظامى چاپ وحيد دستگردى ص 148 با كاربرد بندد با جاى باشد . ( 4 ) براى سه بيت بالا ر . ك ص 148 منبع ذكر شده . ( 5 ) در شرفنامه چاپ وحيد به زنجير به جاى به زندان آمده است ص 148 . ( 6 ) ر . ك شرفنامه از خمسه نظامى چاپ وحيد ص 148 . ( 7 ) حرف د در حاشيه نوشته شده . ( 8 ) ر . ك ص 148 منبع ذكر شده . ( 9 ) ر . ك ص 148 منبع ذكر شده .