ليس الصّيد لمن أثاره ، إنّما الصّيد لمن صاده « 1 » . فضحك الرّشيد .
أستغفر اللّه ممّا جرى قلمى .
* 675 * لكاتبه أحسن اللّه حاله
حذر كن اى دل از آسيب روزگار حذر * كه چرخ شعبده بازست و دهر حيلهگر
به هيچوجه مبين مهر اين سپهر دوروى * به هيچ باب منه دل درين سراى دودر
طمع مكن گوهر خوشدلى و پروزى * كه هست طارم پيروزه نيك بدگوهر
ز هيچ خشك [ و ] تر اندر ترازوى خردست * جهان و هرچه بود در جهان چه خشك و چه تر
به دست ديو شقا خاتم بقا مسپار * به پاى پيك هوس تندره هوا مسپر
چو جان ثبات ندارد ز بند جان برخيز * جهان چو مىگذرد از سر جهان بگذر
متاع عمر گرانمايه رايگان مفروش * براى سود و زيان عشوهء سپهر مخر
چو يادگار بشر نيست در جهان جز نام * به خير كوش كه نامت به خير به كه به شر
به يال و بال قوى و قدر غرور مكن * كه مىشود ز قضا و قدر هبا و هدر
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة 13 / 81 باب 40 با اختلاف .