چو هنگام زادن فراز آيدت « 1 » * بدين پاك مهره « 2 » نياز آيدت « 3 »
اگر دختر آرى « 4 » به هنگام شوى « 5 » * به مويش درون باف « 6 » و زو « 7 » نام جوى
وگر پور جوياى ياران كند ( ؟ ) * بدان گه كه آهنگ ميدان كند « 8 »
درآويز از « 9 » تارك ترگ اوى * چو آيد به ميدان كين « 10 » جنگجوى
بدادش بسى گوهر نغز نيز * ز ديبا و زرّ و ز هرگونه چيز
درين گفتوگو بود كآمد برش * سواران تركان و هومان سرش
پيام شهنشاه افراسياب * فرو خواند بر وى به كردار آب
چو بشنيد سرخاب شادى نمود * بر آن لشكر گشن فرمود زود
كه بنديد بار و بسازيد كار * كه من رفت خواهم سوى كارزار « 11 »
هامش
دستنويس « م » افزوده است :اگر زآنكه تو بارور گشتهاى * تبار مرا باثمر گشتهاىدستنويس « پ » افزوده است :تو گر زين زمان بارور گشتهاى * تبار مرا بارور گشتهاى ( ! )( 1 ) . ن ، پ : درآيد فراز .
( 2 ) . م : مهره شهره .
( 3 ) . ن ، پ : تو را خود بدين خاتم آيد نياز .
( 4 ) . ك : آرد ( اصلاح قياسى است ) .
( 5 ) . ن ، م ، پ : اگر آورى دخترى ( م : دختر اى ) ماهروى .
( 6 ) . ن ، م : تاب .
( 7 ) . پ : فرو تاب زين .
( 8 ) . ن ، م ، پ :اگر پور باشد بگردد دلير * به ميدان درآيد چو غرنده شير( 9 ) . م : بر .
( 10 ) . م : يل ؛ « ن » ، « پ » به جاى اين بيت دارد :به انگشت او كن تو انگشترى * نبايد كه گردد زبانش برى
چو آيد به ميدان يل جنگجوى * به كار آيد انگشترى را بدوى
چو من بازگردم ز ايرانزمين * خبر زو فرستى به من همچنين
گواهى تو گويى كه مىداد دل * چو كردش ز ناآمدن ياد دل( 11 ) . بيتهاى 58 - 62 فقط در دستنويس « ك » آمده است .