كه من « 1 » با سپهدار جنگ آورم « 2 » * همه نام او را به ننگ آورم « 3 »
بكوشم برين دشت با او به كين * ز خونش « 4 » كنم سرخ روى زمين
چو بشنيد پيران بباريد خون * به دو گفت كاى خسرو رهنمون
همان است رستم كه تو ديدهاى * ز گردنكشان نيز بشنيدهاى
نه او پير گشت و تو از سر جوان * نگويد چنين شاه روشنروان
اگر تو شوى كشته بر دست او * به ماهى گراينده شد شست « 5 » او
كه باشد به توران همى « 6 » شهريار * ز تركان برآرند از آن پس دمار
تو بگذار تا من سواران برون * فرستم بر اين دشت جوياى خون
در اين داورى بود كآمد دوان * سوارى ز توران چو باد دمان
به پيران چنين گفت كاى نامور * سيه شد ز لشكر جهان سربهسر
جهاندار كيخسرو آمد به كين * سيه كرد از سم « 7 » اسبان زمين
سپهبد ز كينه بباريد خون * همى گفت كاى داور رهنمون
بر اين جاى ما را نگهدار باش * مكن راز ما را بر اين دشت فاش
ز كينه به ديده در « 8 » آورد آب * چنين گفت آنگه به افراسياب
كه اى شاه توران چه درمان كنيم * به نوى مگر باز پيمان كنيم
به گفتار زن سر به دادى به باد * چنين نيز سر « 9 » پيش لشكر مباد ( ؟ )
ز پهلوى « 10 » چپ آفريدهست زن * كه ديدهست هرگز زن راىزن
چنين گفت شاه جهان كيقباد * كه نفرين بد بر زن نيك باد « 11 »
سپاه و سپهبد همه « 12 » چندگاه * برآسوده بودند از اين رزمگاه « 13 »
هامش
( 1 ) . ك : مان ( حرف آخر بدون نقطه است ) ؛ س : ما ؛ متن : ن ، پ .
( 2 ) . س : آوريم .
( 3 ) . س : آوريم .
( 4 ) . ك : جوشن .
( 5 ) . ك : شصت .
( 6 ) . ن ، س : دگر .
( 7 ) . ن : نعل .
( 8 ) . ن : بر .
( 9 ) . ن : كينه در ؛ س : كينهور ؛ متن : ك ، پ .
( 10 ) . ن : پهلو .
( 11 ) . ك : بد بباد .
( 12 ) . ن ، س : همى .
( 13 ) . س : رزمخواه .