تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
پشيمان گردى و منفعل باشى و بر تقدير مصالحت بسبب آن سخنان خدشه‌اى در خاطر بماند و در تودّد و دوستى تنزّلى پيدا شود و اخلاص به طريق اوّل و بر منوال سابق نماند .

بيت

جراحات السنان لها التيام * و لا يلتام ما جرح اللسان

مثنوى

آن را كه گزد سگى خطرناك * چون مرهم هست نيستش باك و آن را كه زبان آدمى خست * نتوان به هزار مرهمش بست رشته چو گسست بست تواند * ليكن به ميان گره بماند

ادب ديگر

آنكه چون از دوست خويش ناملايمى چند بينى چون عذر آن بخواهد بپذير و بعد از ان به آن سرزنش او مكن و به عوض آن ناملايمات با او مروّت و مردمى نما .

قطعه

چهار چيز بود زان مردم هنرى * كه مردم هنرى زان چهار نيست برى