پس پادشاه بفرمود تا محصّل كرده مال او را بازستدند و به او رسانيدند و آن نديم را وزير خويش گردانيد .
امّا بايد كه چون مقرّب گردد به قرب پادشاه مغرور نشود و در خدمتكارى افزايد . از قرب پادشاه دورى خيزد و از خدمت او نزديكى .
و هرزمان كه پادشاه او را ايمن گرداند در دغدغه باشد . چه بر پادشاهان اعتماد نيست و هميشه حصول مقصود خويش بر رعايت حقوق مقدّم دارند .
مگر حضرت پادشاه عالم عادل ما كه عفو و حلم را به مرتبه [ اى ] شعار خويش گردانيده كه طبيعتش گشته و اگر كسى را نسبت با آستانهء سلطنتپناهيش حقّى ثابت باشد اگر انواع جرايم از او صادر گردد و مستحق اصناف تأديب و اجناس تعذيب باشد نظر بر آن حقّ ثابت آن جرايم را عفو فرمايد .
پس نديم بايد كه از قرب پادشاه حشمت طلبد ، چه نعمت خود لازم اوست . و هرچند او را مال و نعمت زيادت گردد خود را غنى نمايد تا ايمن باشد .
نمىبينى كه گوسفند تا صاحبش در او تصوّر لاغرى كند جز رعايتش نكند و آهنگ كشننش ننمايد ، الّا بعد از فربهى .
بدانكه نديم پادشاه ايّام و ملازم ارباب احتشام بايد كه بر پنج خصلت از خصايل حسنه التزام نموده عادت خويش سازد تا هميشه ايمن و فارغ البال باشد .
اوّل آنكه پيش مخدوم خويش دروغ نگويد .
أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 411
مساهمون: ايرج افشار
ص٤١١