چون هارون مطالعهء آن نمود و بر وقوع اين تبديل وقوف يافت ، گفت چه نيكوسخنى است اين شعر كه چون « چشمهاى » او كندند روشن شد و مبنى برين صورت غضب مبدّل به عنايت شد و انواع تربيتش نمود .
ادب ديگر
آنكه نديم و مقرّب ملوك و ارباب احتشام بايد كه كتب اهل فراست را پيوسته مطالعه كند و طرق فريب و اطوار حيله نيكو داند . تا اگر روزى پادشاه امرى حكمى ميان دو مسلمان رجوع به او كند از حقيقت آن كما هو حقّه تقصّى تواند نمود و صدق و كذب آن حال را معلوم تواند فرمود ، تا حيفى و غبنى بر جانبى نرود .
و وقوع اين معنى سبب تربيت و موجب ازدياد تقرّب او گردد ، و هرآينه در مثل اين صورت فريب و حيله محمود باشد .
حكايت
آوردهاند كه شخصى نزد پادشاهى زانو زد و استغاثه نموده طلب مالى معيّن از شخصى كرد .
پس پادشاه رجوع فصل اين قضيه به يكى از ندماى خويش فرمود .
بعد از شروع درين باب ، چون آن نديم مأمور استفسار اين حال از مدّعى عليه نمود مدّعى عليه منكر شد .
پس آن نديم حاكم طلب گواه كرد . مدّعى گفت اگر مرا گواه بودى به دار القضا رفتمى و به استغاثه [ رو ] به پادشاه نياوردمى ! مقصود من از پناه