پس ارتكاب برين وصايا و نصايح نموده بر قلّت كلام التزام نما .
چه اگر بر خلاف صور مذكوره اقدام نموده فضولى و پرگويى كنى و احوال و اسرار مجالس ملوك و ارباب احتشام را به تخيّل لذّت اظهار تقرّب به ايشان افشا كنى اى بسا بلا كه بر سر خويش آورى .
مثنوى
به هنگام خود گفت بايد سخن * كه بىوقت برناورد ناربن
خروسى كه بىگه نوا بركشيد * سرش را به گه باز بايد بريد
زبان بند كن تا سرآرى به در * زبان خشك به يا گلوگاه تر
سر بىزبان گر به خون تر بود * به است از زبانى كه بىسر بود
زبان را نگهدار در كام خويش * نفس را مزن جز به هنگام خويش
زبان به كه او كامدارى كند * چو كامش رسد كامكارى كند
زبان ترا زو كه گشته است امام * از آن شد كه بيرون نيايد ز كام