مهمانى كرد . و بعد از آن به صحبت سلطان اويس افتاد و انواع منافع از ممرّ اين لطيفه به او رسيد .
* * * و همچنين بايد كه چيزى از طبّ و نجوم و عمل موسيقى داشته باشد تا اگر مجلسى خاصّ و صحبتى مختصّ به خواصّ باشد كه مطرب در آن مجلس غير و اجنبى بود صحبت را خوش تواند داشت ، چه مجلس خلوت را از ترانه و ترنّم لا بد و ناچارست .
و همچنين بايد كه حكايات و لطايف و امثال و نوادر بسيار ياد داشته باشد ، چه نديم را حصول اين صفات از لوازم . ليكن بايد كه پردان و كمگو باشد ، نه پرگو و كمدان . چه گفتهاند كمگويى مورث سلامت و مظنّهء خرد است ، و پرگويى موجد ندامت و قرينهء بىخردى .
شعر
هركسى را نهفته يارى هست * دوستى هست و دوستدارى هست
خردست آن كزو رسد يارى * همه دارى اگر خرد دارى
ادب ديگر
آنكه در مجلس ملازمت تا سخنى ازو نپرسند نگويد و هركس كه در مجلس حكايتى يا روايتى كند كه او را بر آن وقوفى باشد علم خويش بر ان