ظاهر نكند تا زمانى كه متكلّم آن كلام به اتمام رساند .
ادب ديگر
آنكه سخنى كه از غير پرسند و اگرچه بر آن عالم باشد جواب آن نگويد .
و اگر سؤال از جماعتى كنند كه او داخل آن جماعات باشد در جواب بر ايشان سبقت ننمايد .
و چون كسى به جواب مشغول گردد و او بر بهتر جوابى از آن قادر باشد صبر كند تا آن سخن تمام شود ، پس او نيز به جواب مشغول گردد ، و بر گويندهء اوّل طعنى ننمايد .
و در كلماتى و مشاورتى كه در حضور او ميان دو كس رود شروع نكند ، و خود را از علم بر آن غافل سازد و استراق سمع ننمايد .
و با مهتر و بزرگتر از خود سخن به كنايت گويد با استعمال اعتدال صوت ، بىادخال و اعمال الفاظ غريب نامستعمل . و تكلّم به اراجيفى چند كه عادت عوام است كه گويند و هيچ مسند اليه معيّن و منقول عنه مقرّر نداشته باشند در مجلس پادشاه و مقرّبان او نگويد .
و به خبث و غيبت كس مشغول نگردد ، و آنچه گويد بايد كه متضمّن منافع خلايق باشد .
ادب ديگر
آنكه وقتشناس و راعى مقتضى مقام بود ، چه اى بسا سخنان خوب كه چون بىوقت و بىهنگام گويند زشت نمايد .