و نوع ثانى به ارباب احتشام براى زينت و بخشيدن ، و اكابر و اشراف را نيز براى زينت و پيشكش ، و تجار و جلّاب را براى تجارت و مكسب به كار آيد .
مثنوى
بدان اى هوشمند كارديده * سر دانشوران برگزيده
كه سنجىّ ستوران بر دو نوع است * بگويم آنچه اصل هردو نوع است
يكى بهر هنر آيد به كار آن * پسند افتد بر چابكسواران
دوم از بهر آن تا هيأت او * نمايد در نظر زيبا و نيكو
پس سنجى چند كه مستلزم هنرست و هنر لازم او آنكه چون سم اسپ را به پهلوى يكديگر نهى بههمپيوسته گردد ، به مرتبهاى كه فاصلهاى ظاهر نباشد ؛ و زانوش برهم نگيرد و به مرتبهء سم اتّصال نپذيرد . چه چون به عكس اين صفت و خلاف اين صورت بود هميشه لاغر باشد و رنگ زند .
و بر تقدير وقوع اين عيب پيوسته حاضر عنان او بايد بود و عنان را محكم نگاه بايد داشت ، و از آنست كه گفتهاند عنان مر چهارپا را پاى پنجم است .