سنجى ديگر كه دالّ بر هنرست آنكه از سم تا به زانوى او قصبهء آن ، آن مقدار باشد كه از زانو تا باهوش .
و اگر در حالت قياس مقدار طول از سم تا به زانو بيش باشد كه از زانو تا باهو بغايت تكاور و صاحب قوّت بود .
و اگر آن موصوف به عكس اين وصف بود كوتاهميدان و سست و بىقوّت باشد .
مثنوى
دگر بايد كه از سم تا به زانوش * بود چندان كه از زانو به باهوش
وگر خود بگذرد سمّش ز باهو * نه گور از وى تواند شد نه آهو
وگر كوتاهتر باشد قلمهاش * به ميدان بازپس ماند ز همتاش
سنجى ديگر
آنكه دو خم كه معهود است كه در پاى اسپ باشد بغايت پيچيده و پرخم بود ، و چندانچه پيچيدگى بيش قوّت و دوندگى بيش .
مثنوى
به هردو پاى هراسپى دو خم هست * كه تا گشته مساوى پاش با دست