عصر خود در كتاب آورده ، مانند نكتههاى مربوط به سيّد شمس الدّين محمّد سيّد شريف ( يعنى پسر سيّد شريف جرجانى ) ، شمس الدّين محمّد حافظ ، مولانا نور سمرقندى ، محب الدّين ابو الخير جزرى ، محمود خجندى و حرفى .
همچنين است اطّلاعات مختصرى كه در باب شول و گوكان و مدارس سنغريّه و فزاريّه نوشته است ، با آوردن بعضى از اصطلاحات آن زمان مانند كلمهء « رئيس » ( ص 5 و 257 ) كه عنوان شغلى نظير كلانترى در دهات بود .
مؤلّف كه در سال 830 به نگارش اين كتاب پرداخت على الظّاهر اواخر زمان حيات حافظ را درك كرده است و ابياتى كه ازو نقل مىكند از نظر اختلاف نسخ قابل توجه است ، خصوصا كه نسخهء موجود انيس الناس خود به احتمال قوى از همان عهد تأليف كتاب است .
فى المثل بيتى از حافظ را كه در نسخهء چاپ قزوينى بدين صورت است :
چه گويمت كه به ميخانه دوش مست و خراب * سروش عالم غيبم چه مژدهها دادست
با ضبط مذكور در ذيل نقل مىكند :
چه گويمت كه مرادى ز عالم ارواح * منادى جبروتى چه مژدهها دادست « 1 »
اين نوع اختلاف ضبط در اشعار ديگر مضبوط درين كتاب هم ديده مىشود ، و با توجه به اينكه ضبط صورت مختار مؤلّف كتاب مورد نظر بود لذا
هامش
( 1 ) - صفحهء 5 .