سلامت نفس ، چه مال باز حاصل توان كرد .
و خرد و فضيلت را اصل الباب كلّ دان و مال را مزيّن ايشان .
پس اگر اين مزيّن سريع الزّوال زايل گشت هيچ نقصان در كمال حسن و جمال او واقع نمىگردد ، بلكه او خود از اين صورت مستغنى است و وجود و عدم زينت نسبت با او مساوى .
ليكن چون بعضى از ناظران او ظاهربين بودند و از شرف ادراك آن معانى و نيل حقايق آن مبانى قاصر نسبت با آنها مال مزيّن خرد و فضيلت گشت ، و الّا چه حاجت
مصراع
روز روشن را به نور شمع كافورى !
مثنوى
مال و زر سر را بود همچون كلاه * كل بود او كز كله سازد پناه
آنكه زلف جعد و رعنا باشدش * چون كلاهش رفت خوشتر آيدش
مرد دانا هست مانند بصر * بس برهنه به كه پوشيدهنظر
وقت عرضه كردن آن پردهفروش * بركند از بنده ثوب عيبپوش
ور بود عيبى برهنش كى كند * بل به جامه خدعهاى با وى كند