تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
اندوختن و حاجت مردم برآوردن و آوازهء خويش بلند گردانيدن دان ، نه مجرّد اندوختن و از شرف ادراك و سعادت اكتساب اين آداب محروم شدن .

مثنوى

تو به زر چشم‌روشنى و بدست * چشم روشن كن همه خرد است دل مكن همچو زر پرآكنده * تا نگردى چو زر پراكنده زر ، دو حرف است هردو بىپيوند * زين پراكنده چند لافى چند هرنگارى كه زر بود بدنش * لاجوردى رزند پيرهنش هرترازو كه گرد زر گردد * سنگ‌سار هزار درگردد زر به خوردن مفرّح طرب است * چون نهى وهم و بيم را سبب است و آنكه خود را به رنج و بيم كشد * زرپرستى بود نه سيم كشد

ادب

آنكه اگر احيانا حادثه‌اى از حوادث روى نمايد و مالت ضايع گردد اعراض نفسانى به خويش راه مده و غصّه مخور و شكر واجب دان بسبب
أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 105 | ايرج افشار / شجاع