تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنيس الناس ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
كند مرد را نفس امّاره خوار * اگر هوشمندى عزيزش مدار

مثل

حريص اگر جهانى دارد گرسنه است ، و قانع اگر نانى دارد سير .

بيت

رودهء شخص به يك نان تهى گردد سير * نعمت روى زمين پر نكند ديدهء تنگ
« عين الحريص لا يسدّها الّا التّراب . » پس حرص را در دل جاى مده تا خوار و محروم نگردى و قنوع و خرسند باش تا عزيز باشى . چه حريص هميشه محروم باشد از شومى حرص ، كما قيل : « الحرص شوم و الحريص محروم » ، و قنوع پيوسته عزيز .

قطعه

دلا زين حرص مردم خوار بگذر * كه خود را نزد مردم خوار يا بى سنان صبر در چشم طمع كش * كزين دونان دو نان دشوار يا بى
بدان كه جمع مال و حصول عنا از براى راحت نفس و عمر خويش به خوشى گذرانيدن و ذخيرهء آخرت اندوختن و حاجت مردم برآوردن است ، و وقوع اين معنى زمانى متصوّر كه شخص حريص نباشد . زيرا كه حريص را چندان‌كه مال زيادت شود حرص زيادت گردد و پيوسته به مشقّت جمع مال گرفتار بود .