اين سجاوندى را در وقف لازم مؤيّد است ، كه « قيّما » از « الكتاب » در قوله تعالى :
الحمد لله الذى أنزل على عبده الكتاب
و
هذا ما وعد الرحمن
جملهء مبتدا و خبر است . اكنون وصل موهم آن است كه
قيما
صفت
عوجا
و
هذا
صفت
مرقدنا
خصوصا كه وقف
عوجا
و
هذا
واقع شود .
چهارم : وقف حسن را تعريف ديگر كردهاند كه ذكر او به تطويل مىانجامد . و بعضى ابتدا را به دو قسم ساختند : حسن و قبيح .
باب چهاردهم در ذكر تاء تأنيث
و حصر آنكه به حسب رسم خط دراز نوشته شده باشد يا « 1 » گرد . و در اين باب دو فصل است :
فصل اوّل
در ذكر مفردات ، يعنى كلمهاى چند كه هيچ كس از قرّاء عشره به جمع نخوانده است .
و اين قسم سيزده كلمه است :
اوّل : « رحمت » هفت موضع است :
أولئك يرجون رحمت الله
در بقره « 2 » ،
إن رحمت الله قريب من المحسنين
در اعراف « 3 » ،
رحمت الله و بركاته عليكم أهل البيت
در هود « 4 » ،
ذكر رحمت ربك عبده
در كهيعص ، « 5 »
فانظر إلى آثار رحمت الله
در روم « 6 » ،
أ هم يقسمون رحمت ربك
،
و رحمت ربك خير مما يجمعون
هر دو در يك آيه در زخرف « 7 » .
دويم : « نعمت » يازده موضع است :
و اذكروا نعمت الله عليكم و ما أنزل
در بقره « 8 » ،
هامش
( 1 ) س : + و .
( 2 ) آيهء 218 .
( 3 ) آيه 56 .
( 4 ) آيهء 73 .
( 5 ) مريم / 2 .
( 6 ) آيهء 50 .
( 7 ) آيهء 32 .
( 8 ) آيهء 231 .