تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان ( مجموعه 17 رساله در علوم قرآن وروايى ) ( فارسى ) — صفحة مراديه 162

مساهمون:

صمراديه ١٦٢
قالت النصارى
گفته نشده ، به ما بعد ابتداء شود . كه اين قول از ايشان سر زد - لعنة اللّه عليهم اجمعين . دويم : سجاوندى ، كه از جمله علماى اين فنّ است ، جهت وقوف تعيين بعضى اسماء كرد ، مثلا لازم و جايز و مطلق . جهت لازم « م » و جايز « ز » و مطلق « ق » رقم نمود . و گفت : وقف بر « قولهم » در آيهء :
و لا يحزنك قولهم إن العزة لله جميعا
در يونس « 12 » ،
فلا يحزنك قولهم إنا نعلم ما يسرون و ما يعلنون
در يس « 13 » ، لازم است ، مبادا سامع را توهّم اين شود كه جمله
إن العزة لله
الى آخره ، و جملهء
إنا نعلم
الى آخره ، قول ايشان است . و از اين قبيل در غافر « 14 » :
و كذلك حقت كلمت ربك على الذين كفروا أنهم أصحاب النار
پيوسته به ما بعد نمىبايد كرد ، كه اوّل آيهء ديگر است در عقب
الذين يحملون العرش
« 15 » الى آخره . جمله مبتدا و خبر است بر سر خود ، كه اگر پيوسته شود سامع را توهّم مىشود آنكه
الذين يحملون العرش
صفت ما قبل است - نعوذ باللّه من ذلك . و در برائت
و الله لا يهدى القوم الظالمين
« 16 » ، كه بعد از اين است
الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا
« 17 » و اين هم از اين قبيل است . و اينها در كمال خوبى است . اما در بعض مواضع كه منع وقف كرده ، جهت عدم وقف « لا » رقم نهاده ، مثلا در بقره :
هدى للمتقين
« 18 » گفت :
الذين يؤمنون بالغيب
« 19 » به او پيوسته مىبايد ، تا صفت بىموصوف نماند . و مثل :
و إنكم لتمرون عليهم مصبحين
« 20 » در صافّات ، از « و باللّيل » جدا نمىبايد ، تا ميان معطوف و معطوف عليه فاصله نشود ، مسموع نيست . كه اين دو مثال از جمله وقف حسن است ، كه سنّت شمردند . سيم : از حفص سكته در دو جا روايت كردند ، در كهف « 21 » بر
عوجا
و ابتداء به كلمه
قيما
بعد از وى ، و در يس بر
مرقدنا
و ابتدا به جملهء
هذا ما وعد الرحمن
« 22 » و
هامش
( 11 ) توبه / 30 . ( 12 ) آيهء 65 . ( 13 ) آيهء 76 . ( 14 ) آيهء 6 . ( 15 ) آيهء 7 . ( 16 ) آيهء 19 . ( 17 ) آيهء 20 . ( 18 ) آيهء 2 . ( 19 ) آيهء 3 . ( 20 ) آيهء 137 . ( 21 ) آيهء 1 . ( 22 ) آيهء 52 .