عنده ، لا قيل لهم ، الرّحيم ملك » ، و امثال اينها . و متجانسين : « بيّت طائفة ، فى المساجد تلك » ، و غيرهما . و متقاربين : « و القلائد ذلك ، و شهد شاهد ، نفقد صواع » ، و غير ذلك . و اين مذهب ابو عمرو و يعقوب است و تفصيل وى در جاى ديگر است . و از قسم ادغام كبير است
مكنى
در كهف « 1 » ، همه ادغام كردند سوى ابن كثير ،
لا تأمنا
در يوسف « 2 » ، همه بر ادغام متفّقاند ، امّا اين حكم ديگر دارد و در باب وقف بر اواخر كلمات بر وى اشارت خواهد رفت . و آنچه در اين باب شرح نموديم از اقسام ادغام ، و بسط كلام در اين مقام كافى است و شافى ، و اللّه الموفّق .
باب يازدهم در ذكر ملاحظهء سواكن و محافظت بر اداى آنها
مخفى نماند كه اكثر مردم در اين باب بىملاحظهاند ، يا از براى جهل يا پى به روايتى ، و هر دو موجب اثم است ، مثلا « بسم » كمال ملاحظه در اداى سكون سين مىبايد و اگر نه مكسور مىگردد . و حاء « الرحمن » ايضا كه بعض جهّال مساهله نموده مفتوح مىخوانند . و لام « الحمد » و « العالمين » كه از ده يكى بعد از مشق بسيار و رياضت بىشمار اسكان وى را درست مىكنند . و عين « نعبد » و سين « نستعين » على الخصوص و « المستقيم » ايضا ، كه در اين هر دو و امثالهما وراى محافظه بر اسكان ، اگر مساهله در اداء سين شود به تاء « 3 » مىگردد . چون به واسطهء همس و رخاوت ضعيف است و تاء از رهگذر شدّت قوّت دارد . در مثل « يسجدوا » و « يسجدون » به طريق اولى ، كه جيم را شدّت و جهر است هر دو . و هاء « إهدنا » كه مجاورت همزهء مكسور در وى اثر بكند . و نون « أنعمت » كه مبادا به تقريب اظهار به حركت انجامد . و همچنين كه ما بواقى حروف حلق باشد و ميم در وى ايضا چون مصاحب تاء است . و اينچنين اگر مصاحب غير تاء باشد ، آنجا كه حقّ او اظهار است . اگر چه اظهار اوّل در « أنعمت » جهت حرف حلق اندك بيشتر است .
هامش
( 1 ) آيهء 95 .
( 2 ) آيهء 11 .
( 3 ) س : تبا .