قالوا ، و اووا و نصروا » ، چون آن صفت مفقود است ، ادغام واجب است . و اشارت گذشت در باب احكام نون ساكنه و آنكه بعضى « من ناصرين » را و امثاله از متماثلين شمردهاند .
دوم : جنسين ، يعنى آنكه مخرج هر دو متّحد باشد و صفت مختلف . امّا اختلاف در صفات از جميع جهات لازم نيست . و متجانسين نيز مىگويند . مثل : « و قد تبيّن ، إذ ظلمتم ، اجيبت دعوتكما ، فآمنت طائفة » . چون مقرّر شد كه مخرج تاء مثنّاة و دال و طاء مهملتين يكى است ، و همچنين ذال و ظاء معجمتين . و لام نزد راء ، مثل : « قلّ ربّى ، و بل رفعه ، و بل ران » مدغم است به اجماع . بنابر مذهب قرّاء ظاهر است ، چون پيش او از قسم متجانسيناند ، و بر مذهب ديگران گفتند : چون در مخرج به غايت نزديكند حكم متجانسين دارند . و در مثال سيم از اين امثلهء مذكوره نزد حفص عدم ادغام است ، چون بر لام سكته مىكنند . و دال مهمله كه با تاء در يك كلمه ملاقات كند از اين قسم است ، مثل :
« حصدتم ، رددت » ، و امثال اين . و همچنين طاء با تاء ، مثل : « بسطت ، أحطت ، فرّطت ، فرّطتم » ، غاية ما فى الباب اين ادغام ناقص است ، كه اگر تامّ باشد مشتبه به تاء محضه مىشود . اكنون صفت استعلا و اطباق نمىماند و تغيير معنى لازم مىآيد . بنابر اين محذور ، با ادغام مذكور آن صفت باقى ماند . امّا
أ لم نخلقكم
كه در مرسلات « 1 » فقط واقع است ، بعضى ابقاء صفت استعلا را با ادغام واجب دانستند ، و بعضى زوال صفت را .
اكنون كاف مشدّده است و هر يك از اين دو وجه نزد اهل اين فنّ مجوز است . و اوّل نزد اهل بصره راجح است و ثانى نزد اهل شام . و شيخ جزرى با وجود آنكه هر دو را استحسان نمود ، ثانى را ترجيح داد ، امّا در منظومهء خود اشارت مجمل كرده گفت :
و بيّن الإطباق من أحطت * و مع بسطت و الخلف بنخلقكم وقع
سيم : متقاربين ، يعنى آنكه به هم نزديك باشند به حسب مخرج فقط يا صفت فقط .
بعض قرّاء به ادغام خواندند و بعضى به اظهار ، و اين پنج نوع است :
اوّل : ذال إذ با شش حرف ملاقات مىكند : تاء مثنّاة و جيم و دال مهمله و زاى معجمه
هامش
( 1 ) آيهء 20 .