مضمون اشارت نموده ، گفت :
و بيّنن مقلقلا إن سكنا * و إن يكن فى الوقف كان أبينا »
و معنى قلقله به نبر نزديك است .
سيم : صفير ، صفت سه حرف اسليه است كه در مخارج مذكور شد ، يعنى راى معجمه و صاد و سين مهملتين . وجه تسميه آنكه ، صفير در اصل لغت صدا است كه به بهايم مىرسانند ، و چون در وقت اداء اين سه حرف مانند آن صدا بيرون مىآيد اين نام را جهت مناسبت بر اينها اطلاق كردند .
چهارم : انحراف ، صفت لام و راء است ، زيرا كه وقت تلفّظ به اين دو حرف ، در مخرج هر يكى را انحراف مىنمايد به جميع باقى حروف ، و اين وجدانى است و لام را بيشترك .
به اين مضمون ابو عمرو الدانى تصريح نمود .
پنجم : تكرار ، صفت راء فقط مىشود ، يعنى مكررّ بودن . و أقلّ ما فى الباب دو مىبايد تا اين معنى صادق شود . و غايت ما فى الباب اينكه مىگويند : راء حرف مكرّره است ، يعنى قابل تكرار است به طريق « انسان ضاحك » ، يعنى قابل ضحك است . اكنون در محلّ نطق مىتواند بود كه يكى را سه و چهار وا نمايند ، و در باقى حروف اين مضمون ميسّر نيست اصلا . امّا راء به حسب تجويد ، خواه مخفّف خواه مشدّد ، ملاحظهء بيشتر لازم است . و در منظومهء شيخ جزرى به اين معنى اشارت كرده و گفت : « و اخف تكريرا إذا تشدّد » .
ششم : تفشّى ، صفت شين است ، و معنى تفشّى انتشار است و پهن شدن . و از اين قبيل است آنچه مىگويند : « و از فلانى فاش شد ، و افشاى راز كرديم » مثلا ، يعنى آشكارا شد و آشكارا كرديم . و چون شين حين تلفّظ در دهان پهن مىشود و انتشار مىيابد به مرتبهاى كه باقى حروف را نيست ، وى را حرف تفشّى خواندند و بعضى به امر نسبى فاء را نيز شمردند ، و شيخ جزرى بر اين نيست .
هفتم : استطاله ، صفت ضاد است . گفتهاند كه ، ضاد مستطيل است ، چون زمان اداى