مخرج دو حرف ، و لسان ده مخرج دارد از براى هجده حرف ، چهار از براى دوازده حرف ، هر مخرجى سه حرف است ، و شش ديگر شش حرف ، و در شفتين دو مخرج جهت چهار حرف است ، يكى از براى يكى و ديگر از براى سه تا . اين بيست و نه حرف تمام است . غايتش آنكه واو و ياء به اعتبار ساكنه و متحرّكه ، مخرج هر يكى مكرّر مىشود . و مخارج ده گونه به ترتيب است : جوفيّه ، حلقيه ، لهويّه ، شجريّه ، ضرسيّه ، ذلقيّه ، نطعيّه ، لثويّه ، اسليّه ، شفويّه . غنّه بىنام مانده است ، اگر چه على حدّه در قطار مخارج شمردند ، امّا فى الحقيقة مستقلّ به نفس خود نيست ، زيرا كه صفت است و تابع حرف .
باب دويم در تعداد صفات حروف ، اصول و فروع
و در اين باب دو فصل است :
فصل اوّل در ذكر صفات اصول
بدان كه صفات اصول ده است : مهموسه و ضدّ او مجهوره است ، و شديده و ضدّ او رخوه ، و مستعليه و ضدّ او مستفله ، و مطبقه و ضدّ او منفتحه ، و مذلقه و ضدّ او مصمته . و هر حرفى از بيست و نه حرف ناچار است كه در او پنج صفت از اين ده معدود موجود باشد ، و به اين مضمون در آخر باب اشارت خواهم نمود .
پس مهموسه ده حرف است مجموع اين سه كلمه « سكت ، فحثه ، شخص » ، و ما عداى اين ده حرف ، نوزده ديگر مجهوره است . و وجه تسميهء مهموسه آنكه ، معنى همس در لغت آهستگى است ، و چون مشار اليها در وقت تلفّظ از مخرج ضعيف و نفس سست در مىآيد ، اين نام مناسب بود ، به خلاف نوزده حرف ديگر كه مجهوره است ، چون از مخرج به قوّت بيرون مىآيد و وقت تلفّظ نفس آشكارا مىشود ، و همين وجه تسميه