رأس آنها آقا سيد عبد اللّه بهبهانى و آقا مير سيد محمّد طباطبائى و حاج شيخ فضل اللّه نورى بودند » .
بنابه اعتقاد بيشتر مورخان و اعترافهايى كه از تقىزاده نقل شد ، شيخ فضل اللّه در آغاز مشروطه با آن مخالف نبوده ، بلكه جزو موافقان و مؤثران در آن بوده است .
ازاينروى ، مخالفت بعدى وى با مشروطه و طرح مشروطهء مشروعه ، برخاسته از شرايط و عللى است كه نياز به تأمل و تعمق دارد .
آيتاللّه نورى در روز شنبه 13 / رجب / 1327 ق در تهران به دار كشيده شد و پيكرش در منزل خودش مخفيانه دفن گرديد .
غسل دادن شهيد نورى
شيخ ابراهيم نورى از شاگردان و بستگان مرحوم شهيد نورى كه در مدرسهء يونس خان عقب خانه حجره داشت ، حاضر شد جنازه را غسل دهد . او مىگويد :
جنازه را به حمام برديم . او غسل مىداد و من كمكش مىكردم .
غسل داديم و خلعت كرديم و آن را برديم و در اطاق پنج درى ميان دو حياط كوچك پنهان نموديم [ دفن كردند ] .
آن وقت آمديم سر تابوت . تابوت را با سنگ و كلوخ و پوشال و پوشاك خوب پر و سنگين كرديم بهطورىكه صدا نكند و لحافى هم تا كرده روى آن كشيديم .
فرزندش حاج ميرزا هادى مىگويد : يك كاغذى براى متولى سر قبر آقا كه از مريدان بود ، نوشتم به اين مضمون : « نعش پدرم را براى شما فرستادم . از آقايان مجاهدين در حجره خود پذيرائى شايسته بنمائيد . دستور بدهيد جنازه را ببرند و در قبرستان دفن كنند و صورت قبرى بسازند . آنوقت تابوت را به مجاهدين برگردانيد تا به معيت همراهان به خانه برگردند » .
كاغذ را با سفارشاتى بدست يكى از آدمها دادم . مجاهدين را صدا كرديم و تابوت قلابى را با ايشان به سر قبر آقا فرستاديم متولى كه قضيه را فهميد و به او