بودند و در سنهء 1314 ش در زمان ديكتاتورى رضا شاه و غائلهء رفع حجاب چون دولت آن زمان وحشتى از والد داشت ، لذا به جرم مخالفت با دولت ، ايشان را در شب دوشنبه ايام فاطميه گرفته به زندان بردند . آن جناب مدت چهل و پنج روز در حبس بودند و مكرر صدمات از اينگونه به ايشان وارد آمد .
به ياد دارم آن ايام كه والد در حبس بود متكفل خوراك شبانهروزى او من بودم و در محبس براى آن جناب غذا مىبردم و هروقت به اطاق محبس مىرسيدم ايشان مشغول به ذكر و خواندن ادعيه بود .
پس از نجات از حبس فوقالعاده به نزد تمام اهل آن شهر از عوام و خواص و اركان دولت محبوب گرديد و در همان ايام ارادهء رفتن به عتبات عاليات را كرد و موفق شد و در آن سفر مشرف به حج بيت اللّه گرديد و من در خدمت والد بودم كه پس از مراجعت از حج ، علما و بزرگان نجف تجليل زيادى از ايشان كردند و با اكثر آنها ملاقات كرد و رئيس شيعه در آن زمان ، سيد جليل و عالم عظيم الشأن سيد ابو الحسن اصفهانى بود كه به والد لطف زيادى داشت و به درخواست بزرگان نجف چند روزى در آن مكان شريف منبر رفت و چون ايام عاشورا بود به حائر حسينى مشرف شد و من در تمام اين نقاط با والد خود همراه بودم .
چون به كربلاى معلى رسيديم تجّار آن بلده طيبه درخواست منبر رفتن از ايشان كردند و دو ماه والد در آن مكان شريف منبر رفتند و از علماى بزرگ در آن سامان سيد الفقهاء حاج آقا حسين طباطبائى قمى بودند كه بيست روز در منزل ايشان منبر رفتند و مورد توجه و علاقهء مولانا گرديدند .
پس از هشت ماه توقف در عتبات عاليات مراجعت به ايران و رأسا به رشت وارد شدند و مردم از ديدن ايشان خوشحال گرديدند و هديهها آوردند و هنوز هم در آن شهر مشغول به ترويج هستند اكثر مشكلات آن شهر و تأسيس مؤسسات بزرگ به دست ايشان حل مىگردد و مورد اطمينان و علاقهء خواص و عوام آن شهرند و اركان دولت احترامات زيادى از ايشان بهجا مىآوردند .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1132
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص١١٣٢