از اوست :
شمس است رخت يا قمر اى سرو خرامان * لعل است لبت يا كه عقيق اى گل خندان
چشم است به رخسار تو يا نرگس شهلا * ابروت كمان است و يا رهزن ايمان
هستند دو تركان سيه جادوى چشمت * هستند دو بدمست چه خوش دست و گريبان
مژگان تو فوجى است همه زنگى و جنگى * هستند يكايك به فضا سام نريمان
خونريز چو چنگيز نشد در همهء عالم * چنگيز دهد باز به اين هيئت مژگان
در پيش لب لعل تو جان تشنه سپردم * با آنكه بود لعل لبت چشمهء حيوان
جانسوزتر از خال لبت نالهء ( پويان ) * يوسف صفت افتاده در آن چاه زنخدان
پهلوان موصوف بيشتر ايام فراغت خود را صرف تشكيل عزادارى خامس آل عبا عليه السّلام مىكرد ) .
وى در سال 1357 ش درگذشت و در قبرستان نو ( حاج شيخ ) قم به خاك سپرده شد .
فرزند ارشد وى آقاى سيد عباس شمس الدينى ، از كشتىگيران با سابقهء قم است .
- منبع
1 - تاريخ كشتى ايران 2 / 265 .