او در سال 1271 ق ( 1234 ش ) در شهر قم ، در خانوادهاى اصيل و سرشناس ديده به جهان گشود . وى از طايفهء مير ابو الفتح و از سادات رضوى است ، كه نسبش با 28 واسطه به موسى مبرقع فرزند بلافصل حضرت امام جواد عليه السّلام مىپيوندد .
قدرت ، پس از فراگرفتن دانشهاى مقدماتى ، به تحصيل ادبيات عربى و فارسى پرداخت ، و در مدرسهء فيضيهء قم نزد اساتيد هر فن ، دانش اندوخت ، و در كسب معارف اسلامى مجاهدت كرد . و چون داراى ذوق سرشار و قريحهء شاعرى بود ، از مطالعهء دواوين اساتيد متقدم شعر فارسى غافل نماند ، تا جايى كه در نظم شعر مهارت يافت و در اندك زمانى شعرش توجه ادبا و شعراى زمان را به خود معطوف داشت .
در آغاز شاعرى « جاويد » و بعد « غيث » تخلّص كرد ، و چون قدر و منزلتش فزونى يافت و قدرت و توانايىاش بر نظم شعر بالا گرفت ، تخلّص « قدرت » را برگزيد ، تا آن حد كه بالبداهه به سرودن قصايد و غزليات پرداخت .
و در سفرى كه به تهران رهسپار شد و در مجمع ادبا و شعراى آن شهر شركت جست ، قصيدهاى بدين مطلع خواند ، كه مورد تحسين و تمجيد حاضران قرار گرفت :
قم هله ساقيا فقم كامدهام ز قم به رى * پاى بزن به فرق غم ، دست بزن به جام مى
بارى ، آوازهء مهارتش در شعر به دربار ناصر الدّين شاه رسيد و مورد عنايت واقع شد ، و كوته زمانى اشعارى در مدح شاه و اتابك و بعضى از درباريان سرود ، امّا به يكباره در احوالش تغييرى حاصل گرديد و از دربار شاه خود را كنار كشيد ، و در وادى عرفان و تصوّف قدم نهاد و به سير و سلوك در آفاق و انفس پرداخت ، و سفرى نيز به همين منظور به كردستان رفت و به خدمت يكى از مشايخ آن ديار رسيد ، و چون پدرش براى او عيال اختيار كرده بود ، پس از بازگشت به قم عيال خود را طلاق داد ، و همچنان گوشهء عزلت اختيار كرد ، و در مدرسهء فيضيه در حجرهء خود به عبادت و رياضت سرگرم شد ، و چندى نيز در يكى از امامزادگان قم معتكف