تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1122

مساهمون:

ص١١٢٢
شد اگر شيخ دماغم ز طرب خشك ، چه غم * اشك من كشتهء امّيد مرا تر دارد گفتم آن روز كه خوردم ز كفش خون جگر * با من اين لطف همه‌روزه مقرّر دارد ظاهرا هرچه ببينى همه آيات خداست * كيست اين پرده‌نشين كاين همه مظهر دارد فارغ از شمس و قمر باشد و احكام نجوم * هركه از نور خدا ديده منوّر دارد نقش‌بنديست عجيب اينكه به هر صورت و شكل * روز و شب در نظرم چهرهء مصوّر دارد دوش در بزم شنيدم ز نسيم سحرى * خيز از غنچه پيام از لب دلبر دارد نستاند ز كف خواجهء خضر آب حيات * آنكه چشم كرم از ساقى كوثر دارد بزم ما جنگل مولاست چو آيى بر ما * باخبر باش كه اين بيشه غضنفر دارد . . .

- منابع

1 - تاريخ تكايا و عزادارى قم 263 . 2 - سخنوران معاصر ايران 4 / 2783 .

ميرزا على روحانى نجف‌آبادى ( 1350 - 1415 ق )

ميرزا شيخ على فرزند رجب على و نوهء على اصغر نجف‌آبادى اصفهانى ، ملقب به « روحانى » از دانشمندان و نويسندگان معاصر بود .
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 1122 | عبد الحسين جواهر كلام