15 - شيخ عبد الحميد بنابى ( ساكن تبريز ) .
آيتاللّه اهرى سرانجام در روز پنجشنبه 18 / صفر / 1388 ق مطابق با 26 / ارديبهشت / 1348 ش در سن 81 سالگى در تبريز درگذشت . پيكرش پس از تشييعى بسيار باشكوه به قم انتقال يافت و در قبرستان ابو حسين - مقبرة العلماء - مدفون گرديد .
فرزندانش :
1 - حجة الاسلام شيخ جواد 2 - آقا حسين 3 - آقا محمود . كه همگى آنان مرحوم شدند .
خاطراتى چند از زبان شاگردان معظمله :
1 - آيتاللّه شيخ محمّد غروى قزوينى نحوهء آشنائى خود را با استاد ، و خاطرهاى بسيار جالب از زبان او چنين بيان فرمودند : آشنائى ما با ايشان در نجف اشرف در مدرسهء بزرگ مرحوم آخوند خراسانى ( رحمة اللّه عليه ) انجام گرفت ، و يك قسمتى از « رسائل » كه باقى مانده بود ، از ايشان درخواست كرديم كه تدريس فرمايند ، البتّه بايد اين را هم تذكر دهم كه وى آدم بسيار خليقى بود ، و من كمتر كسى مثل او ديدم ، از نظر سعهءصدر و از نظر اطلاعات وسيع با كمتر كسى قابل مقايسه است ، و حركاتش تجربهء انسانى را مىافزود و بسيار آدمساز بود .
روزى داستانى را بعد از فراغت از درس برايم نقل فرمود ، كه براى من بسيار جالب بود ، فرمودند : در مدرسهء آخوند يك شيخى بود به نام « شيخ حسن » كه شيوهء اين مرد به اين نحو بود : عبا را روى سرش مىكشيد و از مدرسه خارج مىشد و در هنگام مراجعت درب حجره را از داخل مىبست ، و با احدى از طلاب مدرسه تماسى نمىگرفت . ما هم در مدرسه حجرهاى داشتيم و همواره ناظر حال ايشان بوديم ، و بسيار هم غبطه مىخورديم از اينكه همچو شخصى لا بد يك حالات خاصى دارد . دلم مىخواست مطلع بر او شوم و تماسى بگيرم و چون نمىخواستم مزاحمش شوم هيچگاه درخواست ملاقات نمىكردم ، ولى آرزو داشتم كه با ايشان