ارزشى قائل نبود ، روىهمرفته با اينكه عدهاى از علماى بزرگ هنوز زنده بودند ، طبقات مختلف مردم و علما به ايشان گرايش پيدا كردند .
استاد كاشفى دربارهء مرحوم فرزندش اظهار مىدارد :
آقا ميرزا جواد آن موقع نابينا شده ، خيلى خوشبيان و زباندار بود ، داراى لهجهء جالب و شوخطبع هم بود . از ايشان دربارهء نجف اشرف و ساير مطالب متفرقه كه مىپرسيدم ، با زبانى شيوا و رسا بيان مىكرد .
3 - سيد على ميرغفارى ، از علماى ساكن تبريز برايم نقل فرمودند :
خدمت مرحوم اهرى در نجف اشرف كه تحصيل مىكردم ، چند مرتبه خواستم كه در منزلش ديدنى و ملاقاتى كنيم . ولى امتناع مىفرمودند ، اصرار هم فايدهاى نداشت . به همين خاطر در روز عيد غدير بدون اطلاع و مقدمه با عدهاى از شاگردانش به منزلش رفتيم . منزلش در طبقهء بالا بود ، ناگهان متوجه شديم كه هيچ اثاث و وسائل پذيرائى در اختيار نداشت . و وقتى كه ما وارد شديم در محذور افتاد ، ولى خوب شد كه ما شيرينى و هندوانه و اشياء ديگر همراه خودمان برده بوديم ، و به اصطلاح خودمان از خودمان پذيرائى كرديم ، و ايشان فقط يك پتو از داخل آوردند ، پهن كردند نشستيم و مختصر پذيرائى نمودند . ولى سيماى خجلتزدهء استاد ما را وادار كرد كه فقط حدود نيم ساعت بنشينيم .
آقاى ميرغفارى اضافه مىكنند : در همان سال من به ايران بازگشتم و در قم با آيتاللّه سيد محمّد حجت كوهكمرى ديدار كردم و وضعيت مرحوم اهرى را اطلاع دادم ، و از ايشان خواستم كه مساعدتى و راه حلى پيدا كنند . مرحوم حجت گفتند :
اگر ايشان در ايران بود كار بيشترى مىتوانستم انجام بدهم .
آقاى ميرغفارى مىگويند : به همين خاطر تلاش زيادى نمودم كه استاد اهرى به ايران سفر كنند ، هرچند به عنوان زيارت يا ديدار ارحام ، همينطور شد . هنگام ورودش به قم اغلب علما در منزل حجت كوهكمرى و طباطبائى بروجردى و . . . از ايشان ديدار نمودند ، و در تبريز با اصرار اهالى و علما ، ايشان را وادار به اقامت
تربت پاكان قم ( فارسي ) — صفحة 310
مساهمون: عبد الحسين جواهر كلام
ص٣١٠